بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
363
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
* * * تمت و الحمد للّه وحده و الصلاة و السلام على المحمد « 1 » المختار و آله الأبرار فى اوايل ذيحجة حجة خفد « 2 » هجريه منسخه سوق عطر الأنطالية المحفوفة « 3 » توسل منشآت شمس بغداد * باستسواد نقلش دادشان داد و اجمل منه للأكمال كلا * بيوتا بالبيوت كه « 4 » الأستاد سوادش را رعايت كرده آمد * كه تا مرعى بود هم كردنش ياز « 5 » چو بر نسخه نبد توثيق كلى * على وفق كذا تحريرش افتاد مضمن گشت با ابياتش ابيات * كه شد مستحسن آراء هر راد كه تا ماند ابد اينها چو آنها * چو عمر آب و خاك و آتش و باد چو بد سر دفتر سر نامها زان * مولد گشته چون مولود آزاد همه مستشهداتش نص و اشعار * هوس در كتبت « 6 » او اين رخص داد به روزى چند شد مزبور و منقول * بذى القعدة ز روز ارد و استاد « 7 » به اول از مه ذى الحجه در ثغر * بچار و ششصد از تاريخ و هشتاد تمام آمد براى اجمل الخلق * جمال دولت و دين كش دول باد كه منسوب است در نسبت بزفتاو « 8 » * كه هست آن مولدش در مصر آباد
--> ( 1 ) كذا . ( 2 ) به حساب جمل 684 است كه سال تحرير كتاب باشد . ( 3 ) پس از اين كلمه در ذيل صفحه خطى ريز و مبهم كه خواندن آن ميسر نشد نوشته است . ( 4 ) اين كلمه در عكس ناتمام افتاده و بحدس و تقريب ( كبيت ) خوانده مىشود و ممكن است كذا و كلمهء بعد از آن للأستاد باشد . ( 5 ) كذا . ( 6 ) اين كلمه در نسخهء اصل بىنقطه نوشته شده است . ( 7 ) ظاهرا اشتاد است بر وزن هشتاد و آن نام بيست و ششمين روز از هر ماه شمسى است چنان كه ارد بكسر اول نام بيست و پنجمين روز است . ( 8 ) زفتا بكسر اول و سكون ثانى نام شهرى است در نزديكى فسطاط مصر و كاتب اين كلمه را منتهى بواو پنداشته و نوشته است .