بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
1
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
[ ديباچه ] بسم اللّه الرحمن الرحيم صد هزاران شكر و سپاس خداى را تبارك و تعالى كه مبادى ايادى و نعماى او غايات شكر را مستغرق گرداند ، و تباشير « 1 » لألاء « 2 » آلاى او بصر بصيرت را خيره كند ، خداوندى كه گرد تغير بر چهرهء جلال او ننشيند ، و ديدهء تفكر خيال كمال او نبيند ، و داعيهء اعتراض به حضرت سر حكمت او راه نيابد ، و شايبهء اعراض از صفوت ورد « 3 » ارادت او دور باشد ، و تزلزل انتقاض « 4 » به احكام قواعد احكام او نسبت نگيرد ، و وصمت « 5 » قصور بر حاشيهء بساط عصمت او گذر نكند . قادر قديم كه رقاب محدثات در ربقهء « 6 » تسخير اوست ، مقدر عليم كه زمام حادثات در قبضهء تقدير اوست ، حكيمى كه چندين هزار ازهار بوستان فطرت از تنفس لواقح « 7 » حكمت او ظاهر شد ، كريمى كه چندين زواهر آسمان وجود در پرتو انوار نعمت او پديد آمد ، اين نه گنبد اخضر را بر گرد اين بساط اغبر داير گردانيد ، و در ايجاد هريك سرّى بزرگ و حكمتى بليغ تعبيه كرد ، و به نظر قدرت و لطف ارادت ميان طبايع مختلف اركان موافقت ازدواج و سازگارى امتزاج پديد آورد ، تا بدان واسطه چندين انواع مخلوقات از عالم عدم قدم در حيز وجود نهادند ، و هر نوع برحسب استعداد و اندازهء استحقاق خويش از خزانهء اعطى كل شيئى خلقه ثم هدى بخلعت صورتى و كسوت كرامتى مخصوص گشتند . و نوع انسان را از جملهء اين طبقه برگزيد ، و رقم و فضلناهم على كثير
--> ( 1 ) ش ، نخستين ، آغاز . ( 2 ) ش ، بر وزن صحراء بمعنى فروغ و پرتو . ( 3 ) ش ، بكسر اول آب كه از سرچشمه برگيرند يا بياشامند . ( 4 ) ش ، درهم شكستن . ( 5 ) ش ، بفتح اول ننك و لكه و داغ . ( 6 ) ش ، بر وزن حرفه حلقهء ريسمان كه به گردن چهارپايان اندازند . ( 7 ) ش ، جمع لاقح بمعنى بادى كه باران آورد .