بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
278
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
المولوى فى ان يلاحظه به عين الأرتضاء و يسحب على هفواته ذيل الأغضاء مزيد الرفعة و العلاء . ايزد تعالى مجلس رفيع را در ميان عالميان برفعت و غبطت همواره محسود و مغبوط داراد ، و مصالح دين و دولت را بحسن اهتمام و اصابت نظر او « 1 » مرّعى و مضبوط ، و سايهء شفقت او را كه آفتاب دانش است بر سر افاضل عالم ممدود و مبسوط ، و هذا دعاء لا يرد فانه * على سنن « 2 » لاوكس « 3 » فيه و لا سرف « 4 » « 5 » اين رسالت بمجلس مخدومان نظام الدين علاء الأسلام الحمامى « 6 » و مجد الدين تاج الأئمة الكسكى « 7 » يديم الله فضلهما صادر شد از ظاهر خراسان سلام على رمل الحمى عدد الرمل * و قل له التسليم من عاشق مثل « 8 » اى بزرگان و دوستان عمريست * تا « 9 » دلم بستهء هواى شماست ( چشم من عاشق جمال شما * طبع من طالب رضاى شماست « 10 » ) بر دل من گذر نيارد كرد * هرچه جز مقتضاى راى شماست حاصلم در حضر لقاى شما * مونسم در سفر ثناى شماست با جفاى جهان و جور فلك * اين دل خسته در وفاى شماست ورد عيشم اگرچه تيره شده است * ورد جان و دلم ولاى شماست چشمم آنجا رود « 11 » كه روى شماست * سرم آنجا بود كه پاى شماست آرزوها بود خلايق را * آرزوى دلم لقاى شماست هر كسى قبلهء دگر دارد * قبلهء من در سراى شماست دل خود آن شماست و اندر تن * نيم جانيست و هم « 12 » براى شماست
--> ( 1 ) و . ( 2 ) منن . ( 3 ) ش ، كم و كاست . ( 4 ) شرف . ( 5 ) عنوان رساله در نسخهء پاريس اينست : رسالهء اخرى الى جماعة ايضا . ( 6 ) كذا و شايد الجامى باشد . ( 7 ) كذا . ( 8 ) مثلى . ( 9 ) كه . ( 10 ) سا . ( 11 ) بود . ( 12 ) و آن .