بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
182
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
تحرير مراسلات تقرير افتاد به نظر قبول ملاحظت فرمايد ، و عثرت اين اطالت اقالت كند ، و پيغامى را كه « 1 » فلان متحمل آنست بحسن ارغا « 2 » مخصوص گرداند ، و در تلفيق مقدمات موالات - كه توفيق رافت « 3 » يافته است و در ارتياد آن طلبه « 4 » و اعتياد آن شيوه همواره خظو « 5 » و ساع « 6 » و يد صناع « 7 » داشته است - و آنچه « 8 » پيش ازين معهود و مألوف بوده است و اكنون مأمول و منتظر است بجاى آرد ، و مخاطبات ( كريم كه « 9 » ) تتمهء همه نعمتها و مشرح « 10 » همه لذّتها و مشرع همه راحتها آن را مىدانم بر تواتر فرستد ، و در عرض مهمات و اشغال « 11 » و اخطار عوارض اوطار « 12 » كه اتمام آن در مذهب اخوّت فرض عين شمرند و قضاء آن در ذمت انسانيت قرض لازم دانند « 13 » شيوهء انقباض متروك و طريق انبساط مسلوك فرمايد « 14 » ، تا كفايت آن را با تقبل « 15 » منت تكفل كرده آيد ، و السلام « 16 » . اين « 17 » رسالت بحسام الدين و الدوله ملك ملوك مازندران نبشته مىآيد زندگانى مجلس رفيع اصفهبد معظم فرزند در فسحت عرصهء مملكت و نضارت روضهء دولت مستدام و مؤبّد باد و كامرانى و شادمانى جاودان و مخلد ، حبل قدرت متين و مشرب سعادت مبين « 18 » و ايزد عزّ اسمه ناصر و معين . سلام و تحيت فراوان مىفرستم ، و ثنا و محمدت بىقياس ميگويم ، و دوام آن دولت كه حظ اوفر در آن خويشتن را دانم ( با سعادت اجتماع « 19 » ) على الدوام ميخواهم ، و ذكر تباريح « 20 » اشتياق نمىكنم ، كه شكايت نكايت آن بحكايت راست
--> ( 1 ) سا . ( 2 ) ارعاء . ( 3 ) تركيب آن . ( 4 ) ش ، بر وزن كلمه بمعنى مطلوب . ( 5 ) خطو . ( 6 ) ش ، بر وزن سحاب بمعنى فراخ و گشاده . ( 7 ) ش ، بر وزن سحاب بمعنى ماهر و چابك . ( 8 ) آنچه . ( 9 ) كه تميمهء همه سعادتهاست و . ( 10 ) ظ ، و مسرح . ( 11 ) ظ ، اشغال . ( 12 ) اقطار . ( 13 ) داند . ( 14 ) سا . ( 15 ) كفيل . ( 16 ) انشاء اللّه تعالى و الحمد للّه و صلعم . ( 17 ) عنوان رسالت در نسخهء پاريس چنين است : اين رسالت بحسام الدولة و الدينى ملكى از آن ممالك مازندران صادر مىشود . ( 18 ) معين . ( 19 ) به اجتماع سعادت . ( 20 ) ش ، سختىها و شدائد .