بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

178

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

يفعل الله ما يشاء و يحكم ما يريد ، بازين همه امل بفضل بارى فسحتى شامل دارد و دل بلطف يزدانى قوّتى كامل و اعتقاد بحقيقت كل شئى عنده به مقدار يقينى راسخ و وثوقى تمام كه ناگاه از مكامن غيب ميامن آن سعادت روى نمايد ، و همت را اگر اثرى هست ظاهر شود ، و چهرهء موالات بزينت ملاقات جمال گيرد ، و مشارب مصادقت از شوايب مفارقت مصفى گردد « 1 » ، ان لله بالبرية لطفا * سبق الامهات و الأباء اگرچه درين مدّت بر خلاف معهود اختلاف رسولان كمتر اتفاق افتاده است ايتلاف ارواح برقرار بوده است و رسوخ اعتقاد در كمال اتحاد بر زيادت ، و دل بر قانون قديم به هوا و لا مشحون و زبان « 2 » بر سنت معتاد به حمد و ثنا مقرون ، و از « 3 » هركس كه از آن حضرت منيع و جناب مريع « 4 » مىرسيده است « 5 » اين دوست مجارى احوال آن دولت ثبتها الله مىپرسيده است « 6 » ، و چون بشارت مىيافته است كه بواسطهء يمن حراست و حسن سياست و وفور اقتدار و شمشير « 7 » آبدار آن مجلس امور دين و دولت در آن حضرت منتظم است و ثغور فتح و نصرت در ثغور اسلام مبتسم و ببركات آن طراوت اقبال « 8 » و پادشاهى « 9 » روزافزون و نضارت رياض مملكت ديگرگون اعداد « 10 » اعتداد متوفّر مىشده است « 11 » و آثار استظهار باظهار مىرسيده ، و در آن سعادت كه در زيادت باد خويشتن را به حكم اشتباك و شايح « 12 » اتحاد حق اشتراك و مساهمت مىدانسته است « 13 » ، و باخلاص تمام مزيد و دوام آن از حضرت الهى استدعا مىكرده ، و موجب آنكه تا اين غايت در ارسال معروفات « 14 » امهالى اتفاق افتاد « 15 » و در تحرير مكاتبات ( تأخيرى رفت « 16 » ) آن بوده است كه چون اين دوست پارسال « 17 » بارسال سوى آن حضرت معروفى

--> ( 1 ) گردد ( ش ) . ( 2 ) و زفان . ( 3 ) از . ( 4 ) رفيع . ( 5 ) مىرسيد . ( 6 ) مى پرسيد . ( 7 ) شمشير . ( 8 ) افعال . ( 9 ) پادشاهى . ( 10 ) و اعداد . ( 11 ) شده است . ( 12 ) ظ ، و شايج و آن جمع و شيجة بمعنى بيخ و ريشهء درخت كه در هم پيچيده است و بمعنى پوست درخت خرماست كه از آن زنبيل بافند . ( 13 ) مىدانسته . ( 14 ) معروفان . ( 15 ) سا . ( 16 ) سا . ( 17 ) سا .