بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
149
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
منتظرم « 1 » كه چون فلان برسد و جمل و تفصيل « 2 » مهمات و پيغامها تقرير دهد مقدم او باعزاز تلقى يابد ، و سخنهاى او بحسن ارغاء « 3 » مخصوص گردد ، و بر قليل و كثير و نقير و قطمير آنچه گويد آن مجلس اعتماد كلى فرمايد ، و ترتيب آن سازد كه مدت مقام او چون احتمال ( توقعى زيادت « 4 » ) نمىكند امتداد نگيرد ، و با حصول مقصود ( در ايّام « 5 » ) معدود به خدمت باز رسد ، و ثمرهء شجرهء مودت كه بزلال صفا نشو و نما يافته است برگرفته آيد ، و نتيجهء مقدمات محبت كه بواسطهء ضمير پاك تركيب پذيرفته است حاصل گردد ، و شميم نفحات كرم عميم آن مجلس بمشامّ دل اين دوست رسد . اين مخلص خود همه اوقات متشمر « 6 » باشد تا اگر از آن جانب « 7 » همايون اشارتى رود و مباسطتى « 8 » اتفاق افتد بدان « 9 » مفاخرت و مباهات نمايد ، و در اتمام و انجاز « 10 » مهمات و ملتمسات انواع دستيارى و دستكارى دوستانه بتقديم رساند ، و آنچه در حجاب ضمير و صميم « 11 » سينه از اخلاص هوادارى متمكن « 12 » است ظاهر گردد ، ان شاء الله تعالى « 13 » . اين مفاوضه هم سوى ( او نافذ گشت « 14 » ) زندگانى مجلس رفيع در دولتى بر مسند دوام متكى و نعمتى « 15 » معصوم از وصمت اندكى بسيار سال باد ، در « 16 » ظل پادشاهى ظليل و چشم نوايب از ملاحظت آن حضرت كليل و بخت و دولت دوست و دشمن را مكافى و فيض فضل حق مهمات مملكت را كافى . سلام و تحيت فراوان فرستاده مىآيد ، و در شرح آرزومندى شروع نميرود ،
--> ( 1 ) منتظر است . ( 2 ) و تفاصيل . ( 3 ) ظ ، ارعاء ( بمعنى استماع ) . ( 4 ) توقفى زيادتى . ( 5 ) و ايام . ( 6 ) متنسم . ( 7 ) جناب . ( 8 ) مباسطتى . ( 9 ) و بدان . ( 10 ) و ايجاب . ( 11 ) صميم . ( 12 ) ضا ، و متكمن . ( 13 ) ضا ، و الحمد للّه و صلعم . ( 14 ) آن مذكور اصدار مىافتد نور اللّه رتبته ( ظ ، تربته ) . ( 15 ) و نعمت . ( 16 ) سا .