جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
574
تحفة الملوك ( فارسى )
درستى كه شان اين است كه نيست احدى كه نازل بشود به او مرگ مگر اينكه نمانده مىشود از براى او اصحاب و رفقاى او ، پس اگر خوبان بودهاند ممثّل به صورت خوب مىشوند و اگر بدان بودهاند ممثّل به صورت بد مىشوند و هيچكس نمىميرد مگر اينكه من ممثل مىشوم از براى او در وقت مردن او . و از تمام اين احاديث معلوم مىشود كه تحبّب و تودّد از آثار و علامات عقل معيشتى است ، پس اگر زمانى باشد كه صلحا و مؤمنين و اخيار قليل و كمياب باشند و غالب اهل زمان از عصاة و فجره و فسقه باشند ، هرآينه تودّد و تحبّب نمودن با ايشان از روى اضطرار و بهطور تقيّه و مدارات به جهت امر معيشت ايضا مطلوب و ممدوح است و اما دو خصلت خير و اجتناب از شرّ ، پس معنى آنها ايضا ظاهر است و آن دو لازم و ملزوم يكديگرند و هر كس كه خصلت آن خير شد لامحاله اجتناب از شر را ايضا دارد و بالعكس چنانكه هر دو لازم و از منشعبات صيانت مىباشند و هركس كه صاحب ملكه و خصلت صيانت شد البته صاحب ملكه و خصلت خير و اجتناب از شرّ مىباشد . اين است تمام ده خصلتى كه در تحت خصلت صيانت است بر وفق حديث سابق و جداول سابقه و طريقهء تحصيل آنها با ساير پنج خصلت ديگر كه بعد از اين ذكر مىشود و ازالهء اضداد و امراض آنها به همان طريقهء تحصيل خصلت عفّت و تعديل قوهء شهويّه و ازالهء اضداد و امراض آن است ؛ چونكه همگى از منشعبات خصلت عفّت مىباشند و در جميع آنها بايد به خداوند و رسول و ائمه اطهار عليهم السّلام التجا و تضرع و انابه و توسّل نمود و به قواعد و دستور شريعت بايد كه تمسّك زد و دست از آراء مختلف و افعال غير نافعه مردمان و غير ايشان بايد شست . ما را به مستى افسانه كردند * پيران جاهل شيخان گمراه از قول ايشان كرديم توبه * و از فعل ايشان استغفر اللّه « 1 » تحفه : [ 11 ] ، [ خصلت حياء و خصال ناشى از آن ] از جمله آثار و علامات عقل ، خصلت حيا است كه منشعب و ناشى از خصلت
--> ( 1 ) . ديوان حافظ ، ص 288 ، رقم 417 .