جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

568

تحفة الملوك ( فارسى )

تحفه : [ 10 ] ، [ فضيلت صيانت ] پنجم از جمله آثار و علامات عقل صيانت است كه منشعب از فضيلت عفاف مىشود و آن عبارت است از ملكه و قدرت نفس بر تحفظ نمودن و نگاه داشتن خود را از قول و فعل قبيح و هزل ، و از آن‌جايى كه قوه شهويه و نفس بهيمى آن كسى كه صاحب ملكه عفاف است ، تابع و منقاد قوه عاقله و نفس ناطقه آن شده است و لهذا صاحب ملكه صيانت است ، پس ديگر صدور قول و فعل قبيح و هزل از آن متصور نمىشود و معنى ندارد ؛ چون‌كه صدور قبيح و ارتكاب لذّات فانيه از شأن نفس بهيمى است نه نفس ناطقه ، بلكه از شأن و خصايص آن اجتناب از قبايح و هزلات و توجه به محاسن و محمدات است و از فضيلت صيانت ايضا ده فضيلت و ده خصلت ناشى و منشعب مىگردد : صلاح و تواضع و ورع و انابه و فهم و ادب و احسان و تحبّب و خير و اجتناب از شرّ . امّا صلاح ، پس آن ضدّ و خلاف فساد است و عبارت است از ملكه حسن‌خلق و اصدار و اظهار نمودن هرچيزى را كه به سبب آن ، اين كس منخرط در سلك و داخل در زمره صالحين گردد و خلاصهء آن ادا نمودن فرايض و حقوق اللّه و حقوق النّاس است . و اما صلاح به كسر صاد كه به معنى مصالحه نمودن مىباشد ، پس مناسبتى با اين مقام ندارد . و اما تواضع ، پس آن ملكه حد وسط ما بين افراط تكبر و تفريط تذلل است و عبارت است از آن‌كه اين كس از براى خود در نزد نفس خود مزيّتى بر كسانى كه در جاه از آن نازل‌تر و پست‌تر مىباشند ، نداند ، بلكه خود را مساوى با ايشان داند و يا آن‌كه از جهت دورى كلى از رذيله خود را پست‌تر ايضا داند و علامت و آثار آن در خارج چنان‌كه در احاديث است ، راضى شدن به مجلسى است دون از مجلس لايق به خود و سلام نمودن بر هركس كه بيابد مگر به اشخاصى كه سلام نمودن بر ايشان ممنوع شده است از قبيل عصاة و شاربين خمر و امثال آن‌ها ، و ترك نمودن مراء و مجادله را هرچند كه محقّ باشد ، و دوست نداشتن آن‌كه حمد و مدح كرده بشود بر تقوى و تقدّس ، و پوشيدن لباس كهنه را و به ادنى چيزى از خوراك قانع بودن ، و