جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
948
تحفة الملوك ( فارسى )
است از غصههاى خود و امنيّت است از براى بلاد تو . و لكن الحذر كلّ الحذر من عدوّك بعد صلحه فإنّ العدوّ ربّما قارب ليتغفّل ، فخذ بالحزم و اتّهم فى ذلك حسن الظّنّ . و لكن حذر بنما به تمام حذر از دشمن خود بعد از صلح نمودن با او به جهت آنكه دشمن بسا باشد كه نزديك مىشود به صلح تا آنكه غفلت تو را بجويد پس بگير طريق احتياط و حزم را و متّهم بساز در آن حسنظن را . و ان عقدت بينك و بين عدوّك عقدة أو ألبسته منك ذمّة ، فحط عهدك بالوفاء و ارع ذمّتك بالأمانة ، و اجعل نفسك جنّة دون ما أعطيت ، فإنّه ليس من فرائض اللّه شىء النّاس اشدّ عليه اجتماعا مع تفرّق أهوائهم و تشتّت آرائهم من تعظيم الوفاء بالعهود و قد لزم ذلك المشركون فيما بينهم دون المسلمين لما استوبلوا من عواقب الغدر ، فلا تغدرنّ بذمّتك و لا تخيسنّ بعهدك و لا تختلنّ عدوّك ، فانّه لا يجترئ على اللّه إلّا جاهل شقىّ ، و قد جعل اللّه عهده و ذمّته أمنا أفضاه بين العباد برحمته و حريما يسكنون الى منعته و يستفيضون إلى جواره . و اگر ببندى در ما بين خود و دشمن خود عهدى و پيمانى يا عطا نمايى به او از جانب خود خاطر جمعى را پس محفوظ بدار عهد خود را به وفا و ديانت و نگاهدار خاطر جمعى را كه دادهاى به امانت و بگردان نفس خود را سپر در نزد پيمانى كه دادهاى به درستى كه نيست از واجبات خدا چيزى كه سختتر باشد اجتماع مردمان بر او با وجود اختلاف خواهشها و رأىهاى ايشان از تعظيم وفا نمودن به عهد و به تحقيق كه لازم دانستهاند اين معنى را مشركون در ما بين خودشان نه مسلمانان چون كه يافتهاند و بال و ضرر عاقبت غدر و نقض عهد را پس غدر منما البته به امان و عهد و زنهار خود و مشكن پيمان خود را و فريب مده دشمن خود را به درستى كه جرأت نمىنمايد بر خدا مگر نادان و بدبختى و به حقيقت كه گردانيده است خدا عهد و پيمان خود را امنى كه گشانيده است آن را در ميان بندگان به رحمت خودش و حريمى كه آسوده كردند مردمان به استوارى آن و با انبوه بروند به سوى پناه آن . فلا إدغال و لا مدالسة و لا خداع فيه و لا تعقد عقدا تجوّز فيه العلل و لا تعوّلنّ على لحن قول بعد التّأكيد و التّوثقة ، و لا يدعونّك ضيق أمر لزمك فيه عهد اللّه إلى طلب انفساخه به غير الحقّ ، فإنّ