جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
940
تحفة الملوك ( فارسى )
بر آن بار بنمايى ، و بدرستى كه صاحب مىشود خرابى زمين از جهت بىچيزى و فقر اهل آن و بدرستى كه فقير مىگردد اهل آن به جهت حريص شدن نفوس واليان مر جمع نمودن مال و بدگمانى به ثبات و بقاى خود و كم منتفع شدن ايشان به عبرتها . ثمّ انظر فى حال كتّابك فولّ على أمورك خيرهم ، و اخصص رسائلك الّتى تدخل فيها مكائدك و أسرارك بأجمعهم لوجود صالح الأخلاق ممّن لا تبطره الكرامة فيجترى بها عليك فى خلاف لك بحضرة ملاء ، و لا تقصّر به الغفلة عن ايراد مكاتبات عمّالك عليك و اصدار جواباتها على الصّواب عنك ، و فيما يأخذ لك و يعطى منك ، و لا يضعّف عقدا اعتقده لك ، و لا يعجز عن إطلاق ما عقد عليك و لا يجهل مبلغ قدر نفسه فى الأمور ، فإنّ الجاهل به قدر نفسه يكون به قدر غيره أجهل . و بعد آن نظر بنما در حال نويسندگان خود پس مشغول بنما بر امور خودت بهترين ايشان را و مخصوص نامههاى خود را كه داخل مىنمايى در آنها كيدها را براى دفع دشمن و سرهاى خود را براى تدبير كسى كه جامعتر باشد مر وجود اخلاق پسنديده را و از جمله كسى باشد كه در خود پسندى بيندازد او را كرامت و بزرگى . پس جرأت بنمايد به سبب كرامت بر تو در مخالفت نمودن مر تو را بحضور و ملأ ، و كسى باشد كه قاصر نگرداند او را غفلت نمودن از عرض كردن نامهاى عمّال ايشان را بر تو و از بازگردانيدن جوابهاى نامهها بر وجه صواب از جانب تو در آنچه مىگيرد و از آن به تو مىدهد به ايشان از جانب تو و كسى باشد كه سست نبندد عقدى را كه بسته باشد براى تو و عاجز ننمايد از گشادن آنچه بندد بر تو و جاهل نباشد به حد نفس خود در امور به درستى كه جاهل به قدر نفس خود است هرآينه مىباشد به قدر غير خودش جاهل تو . ثمّ لا يكن اختيارك إيّاهم على فراستك و استنامتك و حسن الظّن منك ، فإنّ الرّجال يتعرّضون لفراسات الولاة بتصنّعهم و حسن خدمتهم ، و ليس وراء ذلك من النّصيحة و الأمانة شئ و لكن اختبرهم بما ولّوا للصّالحين قبلك ، فاعمد لأحسنهم كان فى العامّة أثرا و اعرفهم بالأمانة وجها ، فإنّ ذلك دليل على نصيحتك للّه و لمن ولّيت أمره . بعد از آن بايد كه نباشد اختيار نمودن تو آن را به طريق فراست و اعتماد تو و حسن خلق از تو به جهت آنكه مردمان خود را جلوه مىدهند براى فراستهاى واليان به