جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
932
تحفة الملوك ( فارسى )
ذوى الحاجة و المسكنة . و بدانكه رعيّت چند طبقه مىباشند كه اصلاح نمىيابد امر بعضى از ايشان مگر به بعض ديگر و استغنا حاصل نمىشود به سبب بعضى از آنها از بعض ديگر ، پس بعضى از آنها لشكرهاى خدااند و بعض ديگر نويسندگان امر عامّه و خاصّهاند ، و بعضى ديگر حكمكنندگان به طريق عدلند ، و بعضى ديگر آنانى كه عمال ايشان به طريق انصاف و كارگذرانى مردمان است ، و بعضى ديگر اهل خراج و خرابهاند از اهل ذمه و اهل كتاب و مسلمانان از مردمانند ، و بعضى ديگر اهل تاجرها و اهل صنعتهايند ، و بعضى ديگر طبقه پايينتر است از صاحبان حاجت و فقر و مسكنت . و كل قد سمّى اللّه له سهمه و وضع على حدّه فريضة فى كتابه أو سنّة نبيّه - صلى اللّه عليه و آله - و سلّم - عهدا منه عندنا محفوظا . و هريك از آنها را به تحقيق كه بيان نموده است خدا سهم و طريقهء او را واگذارده است بر اندازه و قدر واجبى در كتاب خود يا سنت و طريقهء پيغمبر خود صلّى اللّه عليه و إله عهدى را از جانب خودش كه نزد ما محفوظ است . فالجنود بإذن اللّه حصون الرّعيّة و زين الولاة و عزّ الدّين و سبل الأمن و ليس تقوم الرّعيّة الّا بهم . پس لشكرها به اذن خداوند ، حصنها و قلعههاى رعيّتند و آرايش واليانند و سبب عزّت دينند و راههاى امن دارند و نيست كه برپاى ماند رعيّت مگر به ايشان . ثمّ لا قوام للجنود إلّا بما يخرج اللّه لهم من الخراج الّذى يقوون به على جهاد عدوّهم و يعتمدون عليه فيما يصلحهم و يكون من وراء حاجتهم . بعد از آن ، قوام از براى لشكرها نيست مگر به آنچه بيرون بياورد خدا از براى ايشان از خراجى كه قوّت بگيرند به واسطهء آن در جهاد نمودن با دشمنان ايشان ، و اعتماد بنمايند بر آن در آنچه اصلاح مىنمايد امر ايشان را ، و بوده باشد آن خراج از روز حاجت ايشان . ثمّ لا قوام لهذين الصّنفين الّا بالصّنف الثّالث من القضاة و العمّال و الكتّاب لما يحكمون من المعاقد و يجمعون من المنافع و يؤتمنون عليه من خواصّ الأمور و عوامّها .