جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

927

تحفة الملوك ( فارسى )

امر مىنمايم و اطاعت كرده مىشوم ؛ به جهت اين‌كه اين خيال افسارى است در دل و ضعيف گرديدن مر دين است و نزديك شدن به تغيير نعمت است . و اذا أحدث لك ما أنت فيه من سلطانك أبّهة أو مخيلة ، فانظر إلى عظم ملك اللّه فوقك و قدرته منك على ما لا تقدر عليه من نفسك ، فإنّ ذلك يطامن إليك من طماحك و يكفّ عنك من غربك و يفئ إليك بما عزب عنك من عقلك . و در هر وقت كه حادث بسازد از براى نفس تو سلطنتى كه در آن هستى بزرگى را يا كبر و تفاخرى را پس تأمل بنما بزرگى ملك و سلطنت خدا را در بالاى خود و قدرت داشتن خدا را بالنسبة به تو بر چيزى كه قدرت ندارى تو بر آن چيز از جانب نفس خودت . به درستى كه اين نوع از تأمل ، ساكن مىگرداند و برمىگرداند به سوى تو سركشى و كبر تو را و بازمىدارد از تو تندى . إيّاك و مساماة اللّه فى عظمته و التّشبّه به فى جبروته ، فانّ اللّه يذلّ كلّ جبّار و يهين كلّ مختال . حذر بده خود را از براى نمودن با خداوند در عظمت او و تشبيه نمودن به او در جبروت او . به درستى كه خدا ذليل مىنمايد هر گردن‌كش را و خوار مىگرداند هر متكبرى را . أنصف اللّه و أنصف النّاس من نفسك و من خاصّة أهلك و من لك فيه هوى من رعيّتك ، فإنّك إلّا تفعل تظلم ، و من ظلم عباد اللّه كان اللّه خصمه دون عباده ، و من خاصمه اللّه أدحض حجّته و كان للّه حربا حتّى ينزع أو يتوب . و ليس شىء أدعى إلى تغيير نعمة اللّه و تعجيل نقمته من إقامة على ظلم ، فإنّ اللّه سميع دعوة المضطهدين و هو للظّالمين بالمرصاد . انصاف ده خداى را و انصاف ده مردمان را از جانب نفس خود و از جانب خاصان اهل خود و از جانب هركسى كه از براى تو در او خواهش نفس باشد ، از رعيّت تو ، كه اگر چنين نكنى ظلم نموده‌اى ، و كسى كه ظلم نمايد بندگان خدا را بوده است خدا خصم او از جانب بندگان خود ، و كسى كه خدا با او خاصم شود باطل مىسازد حجّت او را و بوده است آن شخص خدا را محارب تا وقتى كه بازايستد و توبه نمايد . و نيست چيزى داعىتر به سوى تغيير دادن نعمت خدا و تعجيل يافتن نقمت او از اقامه نمودن بر ظلم . به درستى كه خدا شنونده است دعاى مظلومين را و خدا از براى