جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

920

تحفة الملوك ( فارسى )

خلاف سيرت ملوك و اكابر و اهل عقل است . و حكم دشمن بعد از ظفر يافتن به او ، حكم مملوك و رعيت است و استعمال عفو در ملوك ، نيكوتر از غير ايشان است . و اما اگر اين‌كس دافع باشد و بادى نباشد ، پس اگر قوّت مقاومت را دارد بايد كه جهد را بنمايد و به انواع دفع ، از كمين كردن و شبيخون زدن و امثال آن‌ها ، دشمن را دفع نمايد . و اگر طاقت مقاومت نداشته باشد ، پس بايد كه در امر تدبير به حصون و خندق‌ها و طلب نمودن صلح ، به بذل اموال و استعمال حيل و مكايد تمسك زده شود . و مخفى و مستور نمىباشد كه حاجت ملوك و سلاطين و امور ايشان از جميع حاجات و امرهاى ساير مردمان ، عظيم‌تر است و ايشان به خداوند از همه‌كس مقرب‌ترند و قدرت خداوند فوق همهء قدرت‌ها است . پس بايد كه ايشان را در جميع حوايج و امور خود از عرض نمودن حاجات به خداوند و مناجات نمودن با او و تضرّع فرمودن به سوى او و تفويض و توكل نمودن بر او و توسل جستن به ابواب و حجّاب او ، از رسل و انبيا و ائمه و ملائكه ، و به دعاى صلحا و اتقيا و توجه ايشان غفلت و قصور و تقصير جايز ندانند . سحرم هاتف ميخانه به دولت خواهى * گفت باز آى كه ديرينهء اين درگاهى هم‌چو جم جرعهء مى كش كه ز سرّ دو جهان * پرتو جام جهان‌بين دهدت آگاهى بر در ميكده رندان قلندر باشند * كه ستانند و دهند افسر شاهنشاهى سر ما و در ميخانه كه طرف بامش * به فلك بر شد و ديوار بدين كوتاهى تو در فقر ندانى زدن از دست مده * مسند خواجگى و مجلس تورانشاهى « 1 » تحفه : [ 6 ] ، [ نيابت خاص و نيابت عام در عهدنامه مالك اشتر ] بدان‌كه مضامين مذكوره همگى از آثار عقل و از كلام حكما و اهل عقل است و احتياج به دليل ديگر نيست ، لكن چون‌كه جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه اصل جميع امامت‌ها و اول تمام رياست‌ها و صاحب عقل كل و مؤسس بناى امر تدبير و سياست حقيقى بودند ، در باب رياست و سياست مدن كلمات حكميّهء بسيار و قوانين سياستيهء

--> ( 1 ) . ديوان حافظ ، ص 346 و 347 ، رقم 488 .