جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

887

تحفة الملوك ( فارسى )

و بايد كه مهمان بعد از بيرون رفتن دلتنگ نباشد ؛ و مدح و ثناى صاحب‌خانه را بنمايد ؛ و اگر تقصيرى از آن ديده باشد او را معذور داند و در دل نگيرد ؛ و بيرون نرود مگر به رضا و اذن صاحب‌خانه . « 1 » و اما وليمه‌هاى شرعيه ، كه ابتداى مستحب است و از معناى ضيافت خارج است ، پس چنان‌كه در احاديث است كه « لا وليمة الا فى عرس او خرس او عذار او دكاز او و كار » « 2 » ؛ پنج است : يكى طعام عقد يا زفاف كه مقصود از عرس است ؛ و يكى طعام عقيقه يا ولادت كه مقصود از خرس است ؛ و يكى طعام ختنه كردن كه معناى عذار است ؛ و يكى طعام رجوع نمودن از مطلق سفر يا به خصوص سفر مكه كه معناى ركاز است ؛ و يكى طعام خانه و مكان نو را ساختن كه معناى و كار است . و در حديث است ايضا كه « لا وليمة الّا فى الضحى » ؛ يعنى وليمه نمىباشد مگر در وقت ضحى ، كه مراد وقت بلند شدن و گرم شدن آفتاب است . اين است تمام تحفه‌هايى كه در مجمعهء اول از خانه قرار داده شده است و تمام مضامين آن‌ها بيان آثار عقلانيت و آداب انسانيت و طريقهء معيشت و معاشرتى است كه مرتبط به طاعت خداوند و اصلاح امر معاد و آخرت و اكمال دين و كمال نفس است ؛ و اهل عقل و آنانى كه انسانند بايد و لازم است كه به مقتضاى آن مضامين سلوك و معيشت و زندگانى و معاشرت بنمايند يا آن‌كه طريقهء معيشت ايشان از طريقهء معيشت اهل جهل و حيوانات ممتاز گردد و در آخرت كه يوم الحصاد است به ثمرهء صالحهء معيشت و معاشرت زراعت خود برسند . كامرانى جهان با عقل و با ايمان خوش است * زندگانى خوش ولى در طاعت يزدان خوش است ليس للانسان الا ما سعى را گوش دار * در بهار عمر تخم‌افشانى بستان خوش است آدمى بايد كه نبود عيش او چون ديو و دد * ديو و دد بسيار باشند عشرت از انسان خوش است باده‌ام در دست و دست ديگرم در زلف يار * اين‌چنين رقصى مرا با يار در ميدان خوش است گرچه از انسان در اين دوران به غير از نام نيست * جملگى ديو و ددند ليك آن‌چه نبود آن خوش است

--> ( 1 ) . ر . ك : محجة البيضاء ، ج 3 ، ص 44 و 45 ، و احياء علوم ، ج 2 ، ص 18 . ( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 257 ، رقم 821 ؛ التهذيب ، ج 7 ، ص 409 ، 1634 ؛ معانى الاخبار ، ص 272 ؛ خصال ، ج 1 ، ص 313 ، باب الخمسة ، ح 91 و مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 460 ، رقم 1562 .