جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
873
تحفة الملوك ( فارسى )
ارسال نمودن لغو به سوى خداوند تبارك و تعالى و حيا ننمودن از او و از ملائكه و انبيا و رسل ، كه همگى شاهد و ناظر اعمال اويند ، چنانكه خداوند فرموده است كه ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ « 1 » ، مىباشد ؛ و از قبيل ممارات و مجادله و مخاصمه . و - چنانكه سابقا دانسته شد - ممارات لجاج نمودن در كلام و طعنزدن و اظهار نمودن نقص در كلام غير و تحقير او و اظهار ظفر و زيادتى خود است بر او ، كه همگى از خصلت سبعيّت و از خصايص نفس سبعى مىباشد . و مجادله ايضا عبارت است از همين معناى و لكن لجاجى است كه متعلق به امر مذاهب باشد . و مخاصمه ، لجاجى است كه متعلق به امر اموال باشد . و جميع آنها حرام و در نهايت حرمت است و اجتناب نمودن از آنها لازم و در غايت لزوم است . و در صورتىكه هريك از آنها خالى از لجاج باشد و غرض اينكس محض اظهار حق بوده باشد ، پس عيب ندارد و او را ممارات نگويند . و علامت صحت غرض و صدق نيت اينكس آن است كه در تكلم نمودن ، شدّت و تعنّف و حقد و شتم و سبّ و مكروه داشتن اصابت خصم و خطاى خود نداشته باشد ، و الا ممارات است و غرض و نيت فاسد است و صاحب او در غرور و فريب است . و سابقا دانسته شد كه خصومت ، ما حق دين و ممرض قلب است . و در حديث نبوى است كه فرمودند كه « ذرو المراء فانّه لا تفهم حكمته و لا تؤمن فتنته » « 2 » ؛ يعنى واگذاريد ممارات نمودن را ، به جهت آنكه فهميده نمىشود حكمت او و ايمن داشته نشده است فتنهء او . و در حديث ديگر فرمودند كه « من ترك المراء و هو محقّ بنى اللّه له بيتا فى اعلى الجنة و من ترك المراء و هو مبطل نبى اللّه له بيتا فى ربض الجنة » « 3 » ؛ يعنى كسى كه ترك بنمايد ممارات را و حال آنكه او محق باشد ، پس بنا مىگذارد خداوند از براى او خانهاى در اعلا بهشت ، و كسى كه ترك بنمايد ممارات را و حال آنكه او مبطل باشد ، هرآينه بنا مىگذارد خداوند از براى او خانهاى در پايين بهشت . و در حديث ديگر فرمودند كه « لا تستكمل عبد حقيقة الايمان حتى يدع المراء و ان كان محقّا » « 4 » ؛
--> ( 1 ) . ق : 18 . ( 2 ) . منية المريد ، ص 170 ؛ احياء علوم ، ج 3 ، ص 116 و محجة البيضاء ، ج 5 ، ص 207 . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . منية المريد ، ص 171 ؛ احياء علوم ، ج 3 ، ص 116 و محجة البيضاء ، ج 5 ، ص 208 .