جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

853

تحفة الملوك ( فارسى )

به نور معرفت و فطانت و عقل معيشت خود ، با هركسى به نحوى كه مناسب است سلوك نمايد ؛ و هيچ كس را اعلام به مقدار مال خود ننمايد هرچند كه از خواص و اهل و عيال او باشند ؛ چون‌كه علم مردمان به قلّت مال اين‌كس موجب اهانت است ، از آن‌جاى كه اغلب ايشان شرافت و عزّت را به كثرت مال مىدانند ، و به كثرت مال ، مورث حسد و طمع و عدم قناعت است به قدرى كه به آن‌ها داده مىشود . و كلام حكما كه « استر ذهابك و ذهبك و مذهبك » مشهور است . و هيچ كس را از زندگان و مردگان را حقير نشمارد و بد نداند ، هرچند كه در ظاهر بدنما باشند ؛ چون‌كه بواطن و عاقبت امر بندگان مخفى و مستور است و شايد كه عاقبت و خاتمهء امر همان كه بد مىنموده است به خير و صلاح انجامد و عاقبت اين كس به بدى تمام شود ، مگر اشخاصى را كه بدى و حقارت ايشان به واسطهء اخبار معصوم به سرحد يقين رسيده باشد و تبرّى از ايشان لازم باشد . و بايد ايضا كه هيچ‌كس را از جهت دنياى او تعظيم ننمايد ، چون‌كه دنيا و اهل آن در نزد خداوند حقير و مبغوض مىباشند . و از اين‌جا است كه وارد شده است كه هركس كه تعظيم كسى را از جهت دنياى او بنمايد ، پس به تحقيق كه دو ثلث دين او زايل شده است « 1 » ؛ و تكبر بر فقير ايضا ننمايد ؛ چون‌كه فقير از جهت فقر او محبوب خداوند است ، بلكه بايد كه با او مجالست و مخالطه و مؤاكله بنمايد ؛ چنان‌كه سيرت تمام انبيا و اوليا بوده است « 2 » ؛ و مجالست با اغنيا ننمايد كه مورث مردگى دل و حقير شمردن نعمتى را كه خداوند به اين‌كس انعام فرموده است و رضا نشدن و قناعت ننمودن به حد خود مىباشد . و از اين‌جا است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرمودند كه مجالست با مردگان مكنيد ! پس عرض نمودند كه آن‌ها كيانند ؟ پس فرمودند كه آن‌ها اغنيا مىباشند . « 3 » و هم‌چنين بايد كه اگر اين‌كس از اهل معرفت و ديانت باشد مجالست و مخالطت با عوام الناس و

--> ( 1 ) . صبحى صالح ، نهج البلاغه ، ص 508 ، رقم 228 . ( 2 ) . ر . ك احياء علوم ، ج 2 ، احوالات پيغمبر ؛ محجة البيضاء ، ج 4 ، احوالات ائمه و مناقب ابن شهر آشوب و كتب ديگر . ( 3 ) . خصال ، ج 1 ، ص 228 ، باب الاربعه ، ح 65 ، با اندكى اختلاف ؛ احياء علوم ، ج 2 ، ص 207 و محجة البيضاء ، ج 3 ، ص 402 .