جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

848

تحفة الملوك ( فارسى )

در نزد خوش‌صورتان و نيكورويان . و اگر اين‌كس به يكى از آن‌ها كه نه موافق و نه لايق و قابل تأديب ايضا باشد مبتلا گردد ، پس البته او را نگاهدارى ننمايد و خود را به بلاى دنيا و آخرت مبتلا نسازد . و بايد دانسته شود كه حيوانات در مرتبهء تالى غلامان و كنيزان مىباشند و خلقت و تسخير آن‌ها ايضا از براى امور معيشت بنى نوع انسان شده است . پس بايد كه آن‌ها را در امور دين و معيشتى ، كه مرتبط به امر آخرت و مرضات خداوند باشد ، استعمال نمايند ؛ و شكر اين نعمت را بر خود لازم دانند ؛ و رغبت‌دارى و تدبيرفرمايى آن‌ها را بر وفق عدالت و انصاف و بدون جور و اعتساف بنمايند ؛ و آب و علوفه و مربط و جل و تيمار و خدمات آن‌ها را متوجه شوند ؛ و زياد بر طاقت بر آن‌ها بار ننمايند ؛ و هركدام از آن‌ها را تا مدتى كه به حسب خلقت بايد كه تعيّش بنمايند و نفع برسانند باقى بدارند و اجحاف و زياده‌روى آن‌ها را قبل از آن تلف ننمايند ؛ و آن‌ها را در غير مصرفى كه از براى آن‌ها خلق شده‌اند مصروف ندارند ؛ و حشرات را ، از قبيل مور و مار و عقرب ، پامال ننمايند ؛ و هيچ حيوانى را به آتش معذب ندارند ؛ چون‌كه وارد شده است كه « لا يعذّب بالنّار الّا رب النار » « 1 » ؛ و داغ بر حيوانات نگذارند ، خصوصا در روى آن‌ها . مضاعف بر قدر ديگر از آداب رعيت‌دارى آن‌ها كه سابقا در آداب سفر ذكر نموده شد ، پس بايد كه رعايت احوال آن‌ها را به مقتضاى مروت و عدالت و تقوا و ديانت نموده شود تا آن‌كه لااقل در قيامت امر منعكس نگردد و اين‌كس اسير و در تسخير آن‌ها درنيايد . و توهم اين‌كه مال اين‌كس است و هر قسم تصرف را كه بخواهد در آن مىنمايد كرده نشود ؛ چون كه محقق و معلوم است كه خود اين‌كس مخلوق و مملوك خداوند است . « و العبد و ما فى يده كان لمولاه » « 2 » ايضا مشهور و محقق است . و هرچند كه حيوانات در مرتبهء بعد از غلامان و كنيزان مىباشند و ايشان بعد از زنان و زنان بعد از فرزندان و پدران و مادران و ايشان بعد از خود اين‌كس مىباشند و اگر از آن‌جايى كه هر مخلوقى كه عاجز و

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، شرح ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 360 . ( 2 ) . اين جمله ظاهرا حديث نيست و احتمالا در كلمات فقها آمده باشد ، ولى بعد از فحص به چنين جمله‌اى برخورد نكردم .