جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
844
تحفة الملوك ( فارسى )
مولا يك رأى و يك ارادهاند و به واسطهء تعدد قوالب خدمات و امورات مولا و مالك را كه لايق به ايشان است متوجه مىباشند و مولى از امثال آن خدمات و امورات در فراغت و راحت ، و به ساير امورى كه لايق او است و به امر آخرت خود مشغول و به وقار و جلالتى كه زوال آن از لوازم اشتغال به اكثر اموراتى است كه از شأن غير او است ايضا مقرون و برقرار است . پس بايد كه مالكان و آقايان قدر اين نعمت را بدانند و شكر اين موهبت را بنمايند و غلام و كنيز و خادم و ملازم را اسباب تعدى و طغيان و تكبر و تفاخر خود قرار ندهند ، بلكه آنها را در حوايج و امور معيشتى كه مرتبط به امر دين و آخرت و معاد است ، استعمال نمايند و همان نوع سلوكى كه توقع و اميد آن را از خداوند بالنسبة به خود دارند به همان نوع با آنها سلوك نمايند و ايشان را ودايع خداوند و به منزلهء اولاد خود دانند و نهايت رفق و نرمى و مدارات و ملاطفت و مؤانست را با ايشان بنمايند ؛ چونكه دواعى حاجات در طبايع ايشان مركوز است و كلال و ملال و فتور و ماندگى به جوارح و اعضاى ايشان ايضا راه مىيابد . پس بايد كه طريقهء عدالت و انصاف را با ايشان رعايت نمود و از تعدى و جور و اعتساف اجتناب بايد فرمود . بلى ، در ظاهر و آشكارا مؤانست و ملاطفتى كه موجب زوال وقار و هيبت اينكس از نظر آنها بشود نبايد كرد و هيبت را با ايشان هميشه نگاه بايد داشت ، خصوصا با غلامان و كنيزان كه اغلب آنها بىعقل و بىمعرفت مىباشند و يا به ادنى ملاطفتى كه با ايشان به عمل آيد از جادهء صواب بيرون مىروند . و از اينجا است كه در احاديث ايضا رسيده است كه مزاح و گشودگىرو با عبيد و اماء و اطفال و اراذل الناس نبايد نمود . « 1 » و به فرمودهء قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً « 2 » بايد كه تأديب و سياست امور آنها ، خصوصا امور دينيهء آنها ، را مثل اولاد و زن خود متوجه شد و چنانكه در حديث است كه « اضرب خادمك فى معصيت اللّه و اعف عنه فيما ياتى اليك » « 3 » آنها را در آنچه معصيت و مخالفت امر خداوند است بزنند و در مخالفت و معصيت خود اين
--> ( 1 ) . ر . ك : محجة البيضاء ، ج 3 ، ص 152 . ( 2 ) . تحريم : 6 . ( 3 ) . التهذيب ، ج 10 ، ص 27 ، ح 84 .