جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

800

تحفة الملوك ( فارسى )

طيب نفس و سرور و حصول التذاذ او از مرد بشود ، مستحسن و مطلوب و از آثار عقل است و لعب و مزاح نمودن با او چنان‌كه در حديث است از جملهء لهوى است كه حاضر مىشود ملائكه در نزد او « 1 » ؛ لكن بايد كه به نحوى باشد كه به حد افراط نرسد و موجب سقوط وقار و هيبت مرد و فساد امر سياست و فتح باب مساعدت زن بر منكرات و قبايح نگردد ؛ چون‌كه زنان به خصوص غلبه يافتن بر مردان حريص و سريع مىباشند و در هر وقت كه راهى از براى غلبه خود بجويند ، ديگر مهلت و فرصت نمىدهند . و از اين‌جا است كه جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرموده است كه « ما رايت من ضعيفات الدين و ناقصات العقول اسلب لذى لبّ منكن » « 2 » ؛ يعنى نديدم من از طايفه‌اى كه ضعيف الدّين و ناقص العقول باشند كسى كه رباينده‌تر باشد مر مرد صاحب عقل را از شماها اى زنان . و از آن جمله ، آن است كه در اغلب اوقات هم‌خوابى و مضاجعت و وقاع و مجامعت را با او بنمايد و ترك نكند و لااقل در هرسه شب مضاجعت را و در هر چهار ماه كه غايت صبر نمودن زنان از التذاذ يافتن به مردان است مواقعه را البته و بر سبيل وجوب به عمل آرد و الا آثم و گناه‌دار و معصيت‌كار خواهد بود ، مگر اين‌كه زن او را در ترك آن اذن و رخصت دهد . و از آن جمله ، آن است كه به فرمودهء خداوند كه قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ « 3 » استفسار از براى امور دين او بكند و مطلع بر احوال او بگردد ؛ پس اگر جاهل به امور دين خود باشد هرآينه بايد كه او را تعليم نمايد و او را به بيرون رفتن از خانه و سؤال نمودن از علما ، ملجأ و محتاج نسازد ، بلكه خود ، واسطه و نايب از علما بشود و مسائل دين او را كه حاجت به او دارد به او تعليم نمايد . و از آن جمله ، آن است كه او را در ادا نمودن حقوق اهل و اقارب خود و بيرون رفتن به طريق معروف ، از قبيل زيارت و ديدنى نمودن ايشان و عيادت نمودن مريضان و حاضر شدن در حال احتضار و حال زاييدن و اوقات عروسى ايشان و امثال اين‌ها كه متعارف

--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 5 ، ص 554 ، باب نوادر ، ح 1 . ( 2 ) . همان ، ص 322 ، باب غلبة النساء ، ح 1 . ( 3 ) . تحريم : 6 .