جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

790

تحفة الملوك ( فارسى )

را در نفس مجامعت و قدر آن بنمايد و از افراط و تفريط آن اجتناب نمايد كه تفريط در آن به سبب احتباس منى موجب دوران سر و تاريكى چشم و ورم نمودن بيضه و فراموش نمودن قوهء مولده طور و طريقه خود را و حاصل شدن مرض ماليخوليا ، كه يك نوع از وسواس و عشق است و عروض آن از براى عزب‌ها بسيار است ، مىگردد . و ماليخوليا لفظى است يونانى و معناى آن خلط سياه است كه مراد سودا است . و از اين‌جا است كه طايفهء اطبا ايضا تعريف اين قسم از عشق را به اين نحو نموده‌اند كه آن مرضى است ماليخوليايى كه متولد مىشود از اطماع و زياد مىگردد به سماع و كم مىشود به جماع و افراط در آن به سبب شدت استفراغ و خارج شدن جوهر روح با خروج منى ، موجب و باعث بر طرف شدن قوّت و كاهيدن بدن و ضعف اعصاب و حادث شدن فالج و تشنج اعضا و ضعف چشم و حصول مرض سهر و بيدارى شب و امثال اين‌ها مىگردد و باعث تقويت جزء بهيمى نفس و مقهور گرديدن عقل به سبب صرف نمودن تمام همت را در حصول لذت بهيميه ايضا مىشود و از جزء ملكى و فراغ قلب و كمال نفس و قرب خداوند دور مىافتد و باز مىماند . و بسا باشد كه افراط در آن مؤدى به انعدام شهوت و قوهء رجوليت بالكليه خصوصا در امزجهء ضعيفه مىگردد و اين‌كس را از كمال و مقصودى كه در خلقت آن بوده است مىاندازد و بايد كه ثانيا اعادهء آن را به واسطهء معالجات و استعمال نمودن ادويه و معاجين مقويه بنمايند . و چنان‌كه در حديث نبوى است خوردن هريسه از براى ضعف آن بسيار نافع است . « 1 » و بسا باشد كه افراط در آن ، مثل تفريط ، ايضا منجر به عشق كه مرضى است وسواسى ايضا مىگردد ، و لكن حالات اين نوع از عشق كه از افراط حادث مىشود بهتر است از حالات آن نوعى كه از تفريط به‌هم مىرسد ؛ چون‌كه از براى اين نوع از عشق سه حالت و سه مرتبه است كه همگى آن‌ها از عالم حيوانيه دور و به عالم ملكيه نزديك است . و مرتبهء اول از حالات آن ، آن است كه نفس اين‌كس قانع به ريختن و

--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 320 ، باب الهريسه ، ح 3 و المحاسن ، ج 2 ، ص 169 ، رقم 1469 و 1470 .