جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
749
تحفة الملوك ( فارسى )
صناعت و پيشهء مفسدان و منافى مصلحت عموم مردمان است و در شريعت تصريح به حرمت آنها شده است و وارد شده است كه يك درهم از ربا بدتر از هفتاد زنا است كه جميع آنها به محرم خود باشد « 1 » و آنكه محتكر ملعون است « 2 » و ساحر و كاهن كافر است « 3 » ؛ و از قبيل مسخرگى و مطربى و قماربازى و امثال اينها كه صناعت ابلهان و سفيهان و منافى كمال و فضيلت نفس است و در شريعت ايضا تصريح به حرمت آنها نمود شده است « 4 » ؛ و از قبيل حجّامى و دبّاغى و كنّاسى و قصابى و زرگرى و بافندگى و گوشتفروشى و مكتبدارى و دلالى و كفنفروشى و آدمفروشى و امثال اينها كه صناعت پستهمتان و ارذلطبيعتان و مقتضى نفرت طباع اهل عقل است و به خصوص آنها ايضا در شريعت نهى و مذمت وارد شده است « 5 » ؛ هرچند كه اصل اين اعمال در نزد عقل و شرع قبيح نباشد و به حكم ضرورت و بر سبيل كفايت بايد كه جمعى اقدام بر مثل اين صنايع بنمايند ، لكن - چنانكه سابقا دانسته شد - از براى هر عملى اهلى مىباشد و پستهمتانى كه عامل اين مقوله از اعمال بوده باشند بسيارند . و بعد از آنكه وجوه و طرايق دخل و تحصيل فىنفسه حلال و طيّب و ممدوح و من حيث الذات صحيح شد ، پس بايد كه آنها را از مفاسد عارضيه و قبايح خارجيه ايضا دور دارد و آداب عقلانيه كه موجب صحت و صلاح عارضى آنها است در آنها به كار ببرد . و نمونهء از آداب ، اين است كه اولا بنا و نيّت اينكس در تكسب و تحصيل مال ، اقتدا نمودن به انبيا و اوليا كه همگى اهل كسب بودهاند و دور داشتن نفس و بدن از حيّز كسالت و تعطيل و اقامه نمودن واجبات كفائيه و تعفف كردن و بازداشتن خود را از طمع نمودن در مال و منال مردمان و كفايت نمودن امر اهل و عيال و تعطّف نمودن بر اقارب و اصدقا و همسايگان و فقرا و مستحقان ، كه همگى اينها مقصود ابناى عقل و اهل آخرت و خصال جميلهء نفس است ، بوده باشد نه اينكه محض مال
--> ( 1 ) . اصول كافى ، ج 5 ، ص 144 ، ح 1 . ( 2 ) . همان ، ص 165 ، باب الحكرة ، ح 6 و 7 و من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 169 ، رقم 753 . ( 3 ) . خصال ، ج 1 ، ص 297 ، باب الخمسة ، ذيل ح 67 . ( 4 ) . ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 17 ، ابواب ما يكتسب به و در اين موارد ، ر . ك : به ابواب آنها . ( 5 ) . همان .