جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
724
تحفة الملوك ( فارسى )
رياء و سمعة حمله يوم القيمة من الارض السابعة و هو نار يشتعل منه ثم يطوّق فى عنقه و يلقى فى النّار و لا يحبسه منها شىء دون قعرها الا ان يتوب » « 1 » ، يعنى كسى كه بسازد بنا و عمارتى را از جهت ريا و سمعه ، يعنى به جهت نماندن و شنوانيدن به مردمان ، و اظهار نمودن ترفّع و تفاخر را ، پس بار كرده مىشود همان بنابر آن شخص در روز قيامت از نزد زمين هفتم ، در حالتى كه آن آتش عظيمى است كه شعلهها از آن بيرون مىآيد ، بعد از آن ، طوق نموده مىشود در گردن او و انداخته مىشود آن شخص در جهنم و هيچ موضعى از جهنم حابس و نگاهدارندهء او نمىشود مگر قعر آن ، مگر آنكه آن شخص قبل از مردن توبه بنمايد . پس بعضى سؤال نمودند كه بنايى كه از جهت ريا و سمعه است كدام است و چه علامت دارد ؟ پس فرمودند كه آن است كه زياد بر قدر كفايت و حد حاجت اينكس است و مىسازد آن را به جهت زيادتى نمودن بر همسايگان و مباهات نمودن بر اقران خود . و مروى است از جناب امام جعفر صادق عليه السّلام كه هركس كه كسب بنمايد مالى را به طريق حرمت و از غير راه حلّيت آن ، پس مسلّط مىسازد خداوند بر آن مال ، بنا و عمارت و آب و گل را تا آنكه آن را فانى بسازند . « 2 » و در حديث ديگرى است كه آن زمينهايى كه صرف نموده مىشود در آنها مالهايى كه از غير وجه حلّيت كسب نموده شده است ناميده مىشود به اسم منتقمه ، يعنى انتقامكشنده . « 3 » و همچنين ساير اوضاع و اطوارى را كه هيچ مدخل در صلاح امر نفس و بدن و دين اينكس ندارد و از آثار عقل نمىباشد بلكه موجب فساد نفس دين و از آثار جهل است نسازد و برپا ندارد ؛ از قبيل گچكارى و آجركارى ، كه غالبا از براى زينت و نمايش است ، و از قبيل نقش و نگار و صور و تماثيل در سقوف و حياطين و درها و پنجرهها و پردهها و فرشها كه مطلقا و اصلا و بالنسبة به هيچ كس و در هيچ بلد ، هيچ مناسبتى به امور معيشت و ديندارى و صلاحانديشى نفس ندارد ، بلكه محض لهو و لعب و زينت و غفلت و تضيع مال و عمر و دين و نفس است ؛ و از اينجا است كه فى الجمله مدح گل
--> ( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 6 ، ح 1 و صدوق ، امالى ، مجلس 66 ، ص 347 ، ح 1 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 531 ، باب النوادر ، ح 2 . ( 3 ) . همان ، ص 532 ، ح 15 .