جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
721
تحفة الملوك ( فارسى )
آب جارى و حمام داير و امثال اينها خالى نباشد ؛ چونكه جميع اينها مدخلى عظيم در سرور و نشاط و حيات و راحت و امنيت و فراغت نفس و بدن دارند و در نبودن اينها و اختلال عظيمى از براى نفس و دين و بدن مىباشد و اگر در جايى باشد كه به هريك از اينها نزديك باشد هرآينه بهتر و اولى خواهد بود . و اگر آب جارى در اصل خانه و مسكن او باشد ، پس نور على نور است . و در بلاد حرب و كفار و مخالفين مذهب و ملّت و رساتيق و دهستان و امثال آنها كه اقامهء دين خود را در آنجا نمىتوان نمود و تكميل نفس و ديندارى بر اينكس متعذّر يا متعسر است ، مسكن و مأوا نگيرد . و بعد از اينها نظر و تأمل در امر همسايه بنمايد كه آن را ايضا مدخلى عظيم در امر معيشت و فراغت و ديندارى مىباشد . و همسايهء بد - چنانكه در حديث ايضا رسيده است - از قواصم ظهر است « 1 » و خوبى را كه ببيند اخفا مىدارد و بدى را افشا مىنمايد ، و شر اينكس باعث بر سرور او و خير اينكس موجب اندوه او است . و از اينجا است كه حضرات پيغمبر و ائمه عليهم السّلام به خداوند خود استعاذه نمودهاند و پناه آوردهاند از همسايهء بد فرمودهء « اللّهم انى اعوذ بك من جار سوء » « 2 » ، و از براى ديگران « الجار ثم الدار » « 3 » را فرمودهاند . پس لازم آن است كه با كسى همسايگى بنمايد كه معين امر دين و سبب تكميل نفس و صلاح امر معيشت او باشد و در مثل اين زمانها كه همسايه [ اى ] كه معين باشد قليل الوجود است لااقل همسايه باشد كه مانع و مزاحم او نباشد و امر دين اينكس را فاسد و معيشت را بر اينكس تلخ نگرداند . و خانه و مسكن را وسعتدار قرار بدهد و بگيرد ؛ چونكه مطلق وسعت را در تفرج و انبساط نفس ، مدخلى مىباشد ، خصوصا در مسكن و منزل . پس وسعت آن ، يعنى بزرگى ساحت آن ، و بسيارى بيوتات آن به طورى كه منجر به افراط و اسراف نشود در نزد عقل مطلوب و ممدوح است و سبب دورى از زلزله و اجتماع ابخره و دخانات و
--> ( 1 ) . خصال ، ج 1 ، ص 206 ، باب الاربعة ، ح 24 . ( 2 ) . فلاح السائل ، ص 243 ، با اختلاف و اصول كافى ، ج 2 ، ص 669 ، باب حق الجوار ، ح 16 ؛ در كافى حديث چنين است : « قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله : أعوذ باللّه من جار السوء . . . » . ( 3 ) . علل الشرايع ، ج 1 ، ص 181 و 182 ، باب 145 ، ح 1 و 2 .