جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
714
تحفة الملوك ( فارسى )
و دلالت بر وقوع آنچه را كه ديده است بعينه يا در ضمن تعبير ندارد ، هرچند كه به سبب كمال شقاوت و شرارت ، روح آن تنزل كلى نموده باشد و مطّلع بر عالم ارواح سجينى ايضا شده باشد ؛ چونكه اصل اوضاع عالم جهل و سجين ، خواه روحى و خواه اشباحى آن ، كاذب و بلاحقيقت است . و از اين سبب است كه اين قسم از رؤيا را در آيات و احاديث به « ضغاث احلام » ناميدهاند . و اضغاث جمع ضغث است و ضغث بسته و دستهء علفى را گويند كه درهمبرهم و مختلف الاشكال و الالوان باشد . و احلام ايضا جمع حلم است و حلم به معناى خواب ديدن است . پس اضغاث احلام به معناى خوابها و رؤياها است كه درهمبرهم و كاذب و مختلف و بلااصل و بدون حقيقت مىباشد . و شايد كه بر سبيل اتفاق ، نه از راه حقيقت داشتن ، بعضى از آنها در خارج بروز نمايد و اينكس چنين داند كه اثر رؤياى او است . و رؤياى اكثر مردمان كه از شريعت و آداب انسانيّت دورند و واهمه و ماليخوليا در ايشان غالب است و با شياطين و اجنه محشورند و خواب را بيشتر از ساير مردمان مىبينند ، مثل طوايف مبتدعه و متصوفه و امثال آنها ، از اين قسم و در اين عوالم است كه مذكور شد . و عمدهء اسبابى كه شيطان به واسطهء آن ، آنها را گمراه نموده است همين است و همان سه صورتى كه در قسم اول مذكور شد كه يا در هيچ عالمى صورتبندى آن نشده است و يا در عالم اشباح فقط شده است و يا در عالم اشباح و قوهء خيال بدن عنصرى ، هردو شده است ، همگى در اين قسم دويّم جارى است و مىشود . و بايد دانسته شود كه به سبب عدم تميز و عدم تفرقه در ما بين اين دو قسم از رؤيا و اهل آن ، و عدم معبّر صحيح و صاحب حدس كامل ، كه تعبير رؤيا را درست بداند ، به اين سبب است كه مشهور و محقق است كه خواب و رؤيا حجت نيست و دليل بر حكمى از احكام شرعيّه نمىشود ، نه اينكه فىنفسه و من حيث الذات حجت نباشد . چگونه مىشود كه فىنفسه حجت نباشد و حال آنكه دانسته شد كه رؤياى مؤمن جزئى از اجزاى نبوت و وحى است و حجت بودن رؤياى حضرت ابراهيم عليه السّلام در خصوص ذبح نمودن حضرت اسماعيل مشهور و محقق