جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
710
تحفة الملوك ( فارسى )
كه قالب آن در محل غير امنى بوده باشد كه ميل و شفقت روح بر آن در آن وقت بيشتر از ساير اوقات است ، پيش از آنكه آن اوضاع را در عالم برزخى اشباحى در ضمن صور و مثل قرار بدهد و از آنجا در قوهء خياليهء اين بدن عنصرى ثبت نمايد ، رجوع به قالب عنصرى خود نمود و بيدار شد ، هرآينه مىداند كه در يك عالمى بود و اوضاعى را مطلع شد ، لكن هرقدر كه مىخواهد كه تذكر و تصور آن اوضاع را بنمايد نمىتواند نمود ؛ چونكه مفروض اين است كه روح را فرصت صورتبندى اوضاع عالم ارواح در عالم اشباح نشده است تا اينكه در اين عالم كه عالم حواس است تذكر و تصور آن اوضاع را بتواند نمود . و اگر فى الجمله فرصتى يافت و آن اوضاع را در عالم اشباح در ضمن صور درآورد و ديد و لكن فرصت اينكه از آنجا منتقل به قوهء خياليهء بدن عنصرى خود بنمايد نيافت و بيدار شد ، پس در همان لحظه تذكر و تصور آن را دارد ؛ چونكه قريب العهد است به عالم برزخى كه در آنجا صور اوضاع عالم ارواح را ديده است . و اما اگر از جاى خود حركت كرد و لحظهاى از آن گذشت ، پس فراموش مىكند و تذكر آن را ديگر نمىتواند نمود ؛ چونكه در قوهء خياليهء بدن عنصرى كه آلت تذكر او است در اين عالم ، ثبت نشده است . و اگر فرصت و فراغت تمامى يافت و اوضاع عالم ارواح را در عالم اشباح در ضمن صور و مثل درآورد و ديد و آن صور و مثل را در قوهء خياليهء بدن عنصرى اين عالم سپرد و ثبت نمود و بيدار شد ، پس متذكر آن مىباشد و تصور آن را مىتواند نمود و به زودى آن را فراموش نخواهد كرد . و اين قسم از خواب كه از اشخاص مذكوره است ، يعنى از سعداى عالى همتان و بلامانعان است ، البته حق و صدق است و حقيقت دارد و خوابى است كه در احاديث رسيده است كه رؤياى مؤمن يك جزء از هفتاد جزء از اجزاء نبوت است . « 1 » و شايد كه آنچه را كه ديده است از صور و اوضاع آن عالم ، موافق با صور و اوضاع اين عالم باشد و شايد كه نباشد و بايد كه تعبير از آن اوضاع به اوضاع ديگرى كه در اين عالم مخالف و مناسب آنها است در حقيقت نموده شود . و شايد كه در تعبير ، به سبب كمال معيّر توافق به عمل
--> ( 1 ) . عيون اخبار الرضا ، ج 2 ، ص 257 ، باب 66 ، ح 11 ؛ اختصاص ، ص 241 و جامع الاخبار ، ص 172 .