جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
681
تحفة الملوك ( فارسى )
كه دلهاى شما ببيند پروردگار شما را . و مراد از ديدن در اينجا - چنانكه در كتاب اجابة المضطرين و غير آن بيان نموديم - همان حقيقت ايمان و نور ايقان است نه غير آن ، و شايد كه فرمودهء جناب پيغمبر ما صلّى اللّه عليه و إله كه « للصائم فرحتان فرحة عند الافطار و فرحة عند لقاء الملك الجبار » « 1 » ايضا اشاره به اين معناى باشد . و معناى حديث ، آن است كه از براى صائم دو خوشحالى و دو سرور و خوشوقتى است : يكى در نزد افطار نمودن او و يكى در نزد ملاقات نمودن او خداوند ملك جبار را . و از آن جمله ، متلذذ شدن نفس ناطقه است به طاعات و مناجات خداوند خود . و اين لذت ، غير حضور قلب است ، بلكه لذتى است روحانيه و قرة العينى است صمدانيه كه خداوند در فرمودهء خود كه ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ « 2 » اشاره به آن فرموده است ، و اهل آن ، آن را مىدانند . و از اينجا است كه در كلمات عرفا رسيده است كه مردمان مىگذارند در ما بين خود و خدا مخلّاتى را از طعام و مىخواهند كه درك بكنند و بيابند لذت مناجات را . و از آن جمله ، انكسار شوكت و طغيان نفس اماره است كه مانع از معصيت و غفلت آن و معين بر معرفت به عجز خود و قدرت مالك و خداوند او است . و از براى او بابى است از ابواب جنّت و سد و حجابى است مر او را از ابواب جهنم . و از آن جمله ، تذكر و يادآورى نفس است جوع و گرسنگى فقرا [ را ] كه موجب رحم نمودن وصله و نيكى كردن به ايشان مىشود و تذكر جوع و گرسنگى اهل جهنم كه داعى بزرگى است از براى خوف نمودن اينكس از خداوند و اجتناب نمودن از معاصى و مساخط او . و از آن جمله ، كسر شهوت فرج و قمع شدت آن است كه موجب اطمينان نفس و انصراف آن از اكثر مفاسد و مهالك است . و هيجان و شدّت آن ، كه باب المفاسد و المهالك است ، به واسطهء شبع و سيرى مىباشد ؛ چونكه كثرت غذا موجب تكثر منى مىشود و تكثر آن موجب اقتضا نمودن طبيعت مر دفع و تفريق آن را مىگردد ؛ و در اين وقت ، شهوت به حركت مىآيد و علاجى از براى آن بهتر از جوع نمىباشد . و از اينجا است كه جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله عزبهاى اصحاب خود را كه قدرت بر تزويج نمودن نداشتند
--> ( 1 ) . صدوق ، خصال ، ج 1 ، ص 44 ، باب الاثنين ، ح 41 و معانى الأخبار ، ص 409 ، باب نوادر المعانى ، ح 89 . ( 2 ) . سجده : 17 .