جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

671

تحفة الملوك ( فارسى )

ميسر و مقدور بشود رضا باشد و طالب زياده و تنعم نمودن نشود ، و بسيار سير و پر نخورد كه دردى است كه دوا ندارد ، و شكم چون پر شود طغيان مىنمايد ، و مبغوض‌ترين چيزها به سوى خداوند شكمى است كه از حلال پر شود و به تنهايى چيز نخورد ، بلكه اجتماع نمايد با غير خود بر ظرف واحدى ، نه اين‌كه بر سفرهء واحدى باشد ، و هركدام از ظرفى به خصوص بخورند ؛ چون‌كه هركسى مخصوص به يك نوع از خير و بركت مىباشد و بايد كه همگى از بركت يكديگر فيض ياب و بهره‌مند گردند . و از اين‌جا است كه در حديث نبوى رسيده است كه « اجتمعوا على طعامكم يبارك لكم فيه » « 1 » ، يعنى اجتماع نماييد همگى بر مطعوم خودتان تا اين‌كه بركت داده شود از براى شما در آن . و در صورت اجتماع جمعى بر طعام واحدى بركت آن پيدا است ، و محسوس است كه چيزى كه كفايت پنج نفر را مثلا مىنمايد كارسازى هفت نفر را ايضا مىكند ، و ظرف را بايد بزرگ بنمايند تا آن‌كه اجتماع نمودن بر آن آسان و سهل باشد ، و تا بتوانند در ظرف مس و امثال آن‌كه چكش خور است چيز نخورند ، و رعايت خوشى و طيب نفوس رفقا بنمايد و به شغلى ديگر هرچند مثل نماز باشد آن‌ها را انتظار ندهند ، و هم خوراكى با اشرار و جهّال و فسقه ننمايد ، بلكه با اتقيا و علما كه مورث حكمت و بركت است بنمايد ، و تبرك به سؤر ايشان بنمايد كه دافع درون و چركينى دل است ، و در ابتدا بسم اللّه را بگويد تا اين‌كه شيطان با او مرافقت ننمايد و اذيت از آن غذاء نبيند ؛ چنان‌كه جناب امير عليه السّلام فرموده‌اند كه من ضامن مىباشم از براى كسى كه بسم اللّه را بر طعامى بگويد آن‌كه اذيت از آن نكشد . پس ابن كوّا گفت كه من ديشب طعامى خوردم و بسم اللّه گفتم و مرا نيز اذيت داد . پس آن حضرت فرمودند كه شايد چند رنگ طعام خوردى و بر بعضى بسم اللّه را گفتى و بر بعضى ديگر نگفتى . پس گفت : كه بلى . پس فرمودند كه از اين سبب متأذّى شده‌اى لكع ! « 2 » يعنى اى لكاته . و بنابراين بايد كه بر هر لونى بلكه بر هر ظرفى بسم اللّه را بگويد و ضمانت آن جناب را حق و ثابت داند و در هركجا كه خلاف ديده بشود ، پس يا از

--> ( 1 ) . مكارم الاخلاق ، ح 1 ، ص 319 ، ذيل رقم 1020 ؛ فى آداب الاكل ، ح 55 با اندكى اختلاف و احياء العلوم ، ج 2 ، ص 5 . ( 2 ) . فروع كافى ، ج 6 ، ص 295 .