جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

655

تحفة الملوك ( فارسى )

بر قضاى او راضى و قانع باشد ، و تعداد آن‌چه احاطه نموده است به او از نعم و آلاى او بنمايد و بر هريك شكر نمايد و از زوال آن‌ها به جنابش استعاذه بنمايد و از مقربان حضرت او ، مثل ملائكه و انبيا و رسل ، خصوصا خاتم النبيين و اهل بيت و عترت او ، غفلت ننمايد ، و هميشه به ياد ايشان باشد ، و حقوق ايشان را از قبيل صلوات و سلام و زيارت قبور ايشان را فراموش نكند ، و حوايج خود را از خداوند بطلبد ، و اميد اجابت داشته باشد ، و سوءظن و تعجيل در اجابت را ترك نمايد ، و همّ و غم خود را به او شكايت نمايد ، و در جميع امور از مخلوق مأيوس باشد و قطع طمع از ايشان بنمايد ، و اميد را به خداوند بندد ، و او را وكيل و ولىّ خود بداند ، و توكل و تفويض به او بنمايد ، و استعانت از او بجويد ، و در عرض حاجات و حال مناجات ، توسل و استشفاع به مقربان او از انبيا و رسل و كتب خصوصا جناب پيغمبر و ائمه هدى و قرآن و خصوصا حضرت صاحب العصر و الزمان عليه السّلام بنمايد ، و مطالب خود را به آن جناب عرض دارد ، و بداند كه آن جناب بالنسبه به رعاياى خود در كمال رأفت و رحمت و شفقت و ولايت و دل‌سوزى مىباشد و از ايشان به هيچ‌وجه من الوجوه غافل و در امور ايشان سهل‌انگار نمىباشد ، و از عبوديت خود غفلت ننمايد . و بداند كه چنان‌كه خداوند فرموده است كه إِنْ كُلُّ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا آتِي الرَّحْمنِ عَبْداً « 1 » و همگى عبد و مملوك اويند ، يعنى آن‌كه روح ايشان در قبضهء او و حيات آن‌ها به قدرت او و رزق جميع از نزد او و حساب همگى بر او و مرجع تمامى آن‌ها به سوى او است و احدى سواى آن ، مالك خير و شر و نفع و ضرر و موت و حيات و نشور كسى نمىشود ، و دنيا را دار سفر و رحلت بداند ، و تكيه بر او و متاع و زينت و زخارف و حيات آن ننمايد ، و رياست او را طالب نباشد ، و از آفات و موبقات او غافل نشود ، و به اوضاع و تغيّرات و تبدلات آن عبرت بگيرد ، و به قليل از آن قانع و رضا باشد ، و موجود آن را ايثار نمايد ، و مفقود آن را تارك باشد ، و آخرت را دار حضر و مقرّ خود بداند ، و از آماده شدن براى آن تساهل و تكاهل ننمايد ، و از شيطان و عداوت آن غافل نشود ، و وساوس و غدرها و حيله‌هاى او را باور نكند ، و موت را

--> ( 1 ) . مريم : 93 .