جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
652
تحفة الملوك ( فارسى )
غايت اختصار بلكه ترك و سكوت از آن مطلوب است ، و لكن شمهاى از آن دو بر سبيل دستور و قاعده و تذكار و نمونه ذكر نموده مىشود به طورى كه منافى اختصار و موجب تكرار نباشد . و به سبب مذكور مبالغهء چندانى در ذكر و بيان احاديث و آيات ، كه ادلهء نقليهء مسائل و مطالب اين دو علم است ، نمىشود با آنكه اكثر از آنها در باب سيّم مذكور شده است و با آنكه سابقا دانسته شد كه در مهتدى شدن به اين دو علم و علم تهذيب اخلاق ، نور عقل و شعاع آن كافى است و اكتفا به آن مىتوان نمود . پس در غالب ، دست از نقل برمىداريم و به مساعدت ساعد ساقى عقل اكتفا و اعتماد مىنماييم و مساعدت او را در ترك نمودن ادلهء نقليه در هركجا كه ترك نموديم عذر خود قرار مىدهيم . بلى ، دستم از تسبيح اگر بگسست معذورم بدار * زانكه اندر ساعد ساقى سيمين ساق بود « 1 » تحفه : [ 3 ] ، [ آداب رعيتدارى منزل ] تحفة دانسته شد كه هيئت اجتماعيهء منزل ، ايتلاف يافته و حصول پذيرفته است از نفس و بدن و مسكن و اقوات و ارزاق و ساير ماليات و زن و فرزند و پدر و مادر و خويش و اقارب و تبعه و خدمه و بعضى از حيوانات . و دانسته شد ايضا كه تدبير و نظر در امر منزل بايد كه بر وجهى باشد كه معين دين و مؤدّى به صلاح آخرت باشد . پس آداب رعيتدارى منزل ، بر سبيل دستور و قاعده ، آن است كه بر صاحب منزل لازم است كه دين را - كه عبارت است از صلاح امور آخرت ، يعنى صلاح و كمال يافتن نفس ناطقه انسانى - آن را اصل و غايت و مقصد از منزلدارى و معيشت خود بداند و قرار بدهد و نفس را از جهت دين بخواهد و براى حصول آن بداند و رعايت احوال آن را به جهت رعايت و تحصيل دين بنمايد و در راه آن مبذول و مصروف دارد و از آنچه مغاير و منافى او است او را باز دارد ، و قالب و بدن را از جهت حفظ نفس و حفظ دين بخواهد ، و مراعات احوال آن را در اين دو مقصد كه يكى مقصود بالذات و
--> ( 1 ) . ديوان حافظ ، ص 140 ، غزل 206 ؛ ولى در مصدر اينچنين است : رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار * دستم اندر دامن ساقى سيمين ساق بود