جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
637
تحفة الملوك ( فارسى )
ما بين رقّت و غلظت ، و قامت او فىمابين طول و قصر باشد ، و رنگ او سفيد مايل به حمرت ، و خدّ او كشيده باشد ، و موى او طويل و معتدل فىمابين وازى و پيچيدگى باشد ، و رنگ موى او سرخ مايل به سفيدى باشد ، و چشم او بزرگ و مايل به عوره و سياهى باشد ، و سر او معتدل باشد ، و در گردن او استوا و راستى باشد ، و صلب و ورك او بىگوشت باشد ، و در صورت او صفايى باشد با اعتدال در غلظت و رقّت ، و كف دست او گشاده و انگشتان او طويل و مايل به رقّت ، و قليل الكلام باشد مگر در وقت حاجت ، و در مأكل و مشرب و منكح راغب و حريص نباشد ، پس آن اعدل خلقت بنى آدم است و كسى است كه لايق مصاحبت نمودن با تو است . و بعضى ديگر ذكر كردهاند كه كوچكى چشم با خفّت حركت آن و بسيارى طرف و بههم زدن آن دليلى است قوى بر ردائت باطن . و رقّت طرف دماغ دليل است بر محبت داشتن مر خصومت و طيّاشى و بىحلمى . و بزرگى دماغ با پرى گوشت آن دليل بر قلّت فهم است و طول دماغ دليل قلّت عقل است . و فراخى سوراخ دماغ دليل بسيارى غضب است . و بزرگى دماغ دليل بر قلت خير است . و پهنى دماغ دليل بر شبق و كثرت جماع است . و فراخى دهن دليل بر شجاعت است . پرگوشتى صورت دليل بر جهل و كسالت است . لاغر بودن خدّين دليل فهيم بودن در امور است . شدّت استدارهء صورت دليل جهل و حقارت نفس است . طول آن دليل بىحيايى است . بلندى خنده ايضا دليل بر بىحيايى است . بزرگى گوش دليل طول عمر است ، لكن دليل بر جهل است ايضا . رقّت و باريكى بند دست دليل بر قوّت و صبر بر مصايب است . قصر زراع دست دليل بر جبن و محبت داشتن مر شر است . رقّت كف دليل بر سلاطت و رعونت و سستى است . پرگوشتى پشت دليل بر قلّت فهم است . ران پر و پرگوشت دليل بر ضعف نفس است . عظم و بزرگى اليه و نشستگاه دليل بر جبن و كسالت است . قلّت گوشت اليه دليل بر روائت اخلاق است . غلظت ساقين دليل بر بلاهت است . طول ساقين با رقّت آنها دليل بر طيش و بىوقارى است . پرگوشتى قدم دليل بر بدفهمى است . لطافت قدم دليل بر دوست داشتن هزل و مزاح است . گام كوتاه و تند دليل بر عجله و همّت بستن بر امور ، بدون استحكام نمودن آنها است . و بالجمله ، استواى خلقت ، ممدوح