جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
631
تحفة الملوك ( فارسى )
عظيمترين مردمان در نظر من ، و سر همهء خصلتهاى او كه به سبب آن عظيم آمده بود او در نظر من ، كوچكى و حقارت دنيا بود در نظر او ، و بود كه خارج بود از سلطان شكم خود ، پس نمىخواست چيزى را كه نمىيافت و بسيار هم نمىخورد هرگاه كه مىيافت ، و بود كه خارج بود ايضا از سلطان فرج خود ، پس خفيف نمىشد مر او را عقل او و رأى او ، و بود كه خارج بود از سلطان جهالت ايضا ، پس دراز نمىنمود دست خود را مگر بر شخص ثقه و چيز معتمدى از جهت حصول منفعتى ، و بود كه نه اشتها و نه ميل زيادى داشت و نه سخط و اكراه زيادى و نه دلتنگ مىشد ، و بود در اكثر اوقات خود ساكت و صامت ، پس هرگاه كه تكلم مىنمود غالب مىآمد بر همهء گويندگان ، و بود كه داخل در هيچ مجادله نمىشد و شريك در هيچ دعوا نمىگرديد و ابراز حجت نمىنمود مگر وقتى كه ببيند قاضى و حكمكننده را ، و بود كه غافل از برادران دينى خود نمىگرديد و مخصوص نمىگردانيد نفس خود را به چيزى كه از ايشان منع كند ، و بود ضعيف و مستضعف ، پس وقتى كه مىآمد وقت و هنگام جد و جهد هرآينه مىبود مثل شير درنده ، و بود كه ملامت نمىنمود احدى را در كارى كه ممكن بود عذر در مثل او تا آنكه ببيند عذر او را ، و بود كه مىكرد آنچه را كه مىگفت و مىكرد ايضا آنچه را كه نمىگفت ، و بود كه هرگاه برمىخورد به او دو امر كه نمىدانست كه كدام يك از آنها افضل و بهتر است نظر مىنمود به آنكه اقرب به هواى نفس او مىبود پس مخالفت آن را مىنمود ، و بود كه بروز نمىداد درد خود را مگر در نزد كسى كه اميد برء در نزد او مىداشت و مشورت نمىنمود مگر با كسى كه اميد نصيحت در نزد او مىداشت ، و بود كه دلتنگ نمىشد و نارضايى نمىداشت و شكايت نمىنمود و طاعت شهوت خود نمىكرد و در صدد انتقام برنمىآمد و غفلت از دشمن نمىنمود . بعد از آن فرمودند كه بر شما باد به گرفتن مثل اين اخلاق كريمه و نازنين را و اگر آنكه طاقت و وسعت همه را داشته باشيد ، و اگر نداشته باشيد پس گرفتن قليل بهتر است از ترك كردن بسيار . بعد فرمودند كه « و لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم » « 1 » .
--> ( 1 ) . همان ، ص 237 و 238 ، ح 26 .