جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
508
تحفة الملوك ( فارسى )
است . اما حيرت ، پس عبارت است از اضطراب و وسواس و تزلزل داشتن نفس در فهم مسائل و مطالب به جهت تعارض ادلهء آنها و عاجز بودن نفس از تحقيق حقوق و ابطال بواطل آنها . و سفه و سفاهت كه به معناى خفّت و سبكى عقل و استعمال نمودن قوهء فكريه است در آنچه راحج و واجب نباشد يا زياده بر قدر واجب و راجح باشد ، عبارت است از همين حالت حيرت كه به سبب خفّت و سبكى آن در موضعى و محلى قرار نمىگيرد و مطمئن نمىگردد . و همين حالت است كه تعبير از آن ايضا به جربزه شده است . و مشهور است كه آن ، طرف افراطى علم و حكمت است نه اينكه مراد از آن مطلق زيادتى باشد ؛ به جهت آنكه زيادتى علم و عقل ، كه خالى از حيرت و تزلزل باشد و به جايى قرار گيرد و هريك از احقاق حقوق و ابطال بواطل را در جاى خود بنمايد ، بالاتفاق مطلوب است ، خصوصا در تحصيل علوم نظريه و معارف حقيقيه كه هرچند در نور علم و ضياى عقل افزايد و اين كس همّت را در خوض لجج افكار عميقهء آنها صرف نمايد ممدوحتر و به كمال حقيقى و سعادت حقيقيه نزديكتر خواهد بود . بلى زيادتى آن ، بلكه توسط آن ايضا ، كه در امور دنيويه و حظوظ فانيه و مطالب عاجلهء دينيّه مطلوب و ممدوح نيست ، بلكه نقصان و تفريط آن مطلوب است ، به جهت مرجوح و مذموم و فانى و دنى بودن متعلق او است نه به جهت نفس زيادتى آن . بارى علاج رذيلهء حيرت اوّلا به تعديل و تصفيهء طبيعت و مزاج است ، و ثانيا به مذاكره و ملكه نمودن اين مقدمه را ، كه جمع و رفع و نفى و اثبات هرچيز را در يك حال محال است تا آنكه بر سبيل اجمال در هر مسأله و مطلوبى كه تحيّر در آن نمايد به طريق جزم حكم نمايد به اينكه يكى از دو طرف جمع و رفع و نفى و اثبات ، فاسد و باطل و ديگرى صحيح و حق خواهد بود . بعد از آن ، تتبع و تفحص و تأمل بسيارى از مقدمات و شروط دليل و قياس مطلوب نمايد تا آنكه بر موضع خطا و منشأ غلط واقف شود . و غرض كلى از علم منطق ، كه تدوين شده است ، و به خصوص كتاب قياسات سوفسطايى ، كه مشتمل بر معرفت مغالطات است ، معالجهء اين مرض حيرت و سفاهت و اضطراب نفس و وسواس او است . و اما جهل بسيط ، پس عبارت است از