جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

613

تحفة الملوك ( فارسى )

هركس كه منع بنمايد درهمى را در راه خدا ، البته خداوند او را ملجأ مىسازد به انفاق نمودن دو برابر او را در غير راه خدا و بدون اجر و ثواب ، بلكه با عقاب ، و هركس كه رخ بدهد به او دو امر از امر دين و دنيا و اختيار بنمايد امر دنيا را بر دين البته او را محروم از هردو مىگرداند ، و هركس كه در حال توانايى مشغول به امر خير نگردد البته يك روزى خواهد آمد مر او را كه بخواهد كه امر خير را بكند و نتواند . و از اين مقوله احاديث و اخبار صادقين و مصدقين به بازگشت عمل هركسى به خود آن‌كس و به آن‌كه دنيا دار مكافات است و لا محاله هركس در همين دار به جزاى عمل خود مىرسد ، چنان‌كه خداوند ايضا فرموده است كه وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ « 1 » و به تجربهء مجربين و اعتبار معتبرين ايضا رسيده است ، بسيار و بىشمار است . و به سبب همين خصلت نظر در عاقبت است كه اهل اللّه و اهل عقل و صاحبان بصيرت و اربابان معرفت از هواهاى نفس خود درگذشتند و طريقهء مجاهده و مشقت دادن نفس را در عبادات پيشه گرفتند و از لذات فانيهء دو روزه ، خود را منقطع ساختند و بناى اخلاص كيشى را با خداوند نهادند و از ممدوح و معروف بودن در نزد مردمان و از ريا و سمعه دست كشيدند و تصديق رسل و انبيا و ائمه و مقتدايان خود در اخبار فرمودن به عواقب اعمال زياده بر نور بصيرت خود نمودند و از هوا و هوس و تعمير و پرستش خود وارستند و به امر و فتواى ايشان خود را خراباتى كردند . صوفى كه منع ما ز خرابات مىكند * گو در حضور پير من اين ماجرا بگو جان پرور است قصه ارباب معرفت * رمزى برو بپرس و حديثى بيا بگو « 2 » اين است تمام ده خصلتى كه منشعب از خصلت مجانبت از شر مىگردد . تحفه : [ 15 ] ، [ خصلت طاعت ناصح و خصال ناشى از آن ] از آثار و علامات عقل خصلت طاعت ناصح است كه ناشى و منشعب از خصلت مجانبت از شر مىگردد . و آن عبارت است از شناختن و پيروى نمودن و

--> ( 1 ) . فاطر : 43 . ( 2 ) . ديوان حافظ ، ص 286 و 287 ، غزل 415 .