جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
14
تحفة الملوك ( فارسى )
آنجا فراگرفت . گفته شده كه برخى از دروس خود را نزد مادر فاضلهاش خواند و سپس در آستانه بلوغ ، علىرغم تهيدستى ، براى ادامه تحصيل روانه يزد شد . وى پس از سه يا چهار سال اقامت در آن ديار ، در حوالى سال 1211 براى نيل به مقام شامخ اجتهاد رهسپار نجفاشرف گرديد و در درس اساتيد بزرگ آن روز ، به ويژه سيد محمد بحر العلوم ( 1155 - 1212 ه ق ) شركت جست . چندى نگذشت كه بر اثر « هوش سرشار و استعداد فراوان » و نيز « تأييدات ربانى و رياضات نفسانى » بر كرسى تدريس تكيه زد و رفته رفته به عنوان فقيهى اصولى و عارفى سالك و حكيمى آگاه به زمان ، شهره آفاق گرديد . هرچند از تاريخ دقيق بازگشت وى به ايران اطلاعى در دست نيست اما به نظر مىرسد كه در فاصله سالهاى 1221 - 1228 قمرى در نجف اشرف ، مشغول ادامه تحصيل و تدريس بوده و با حمله و هابيون افراطى به شهرهاى كربلا و نجف ، آن ديار را به قصد ايران ترك كرده باشد . از زندگى كشفى بين سالهاى 1228 تا 1231 قمرى ؛ يعنى سالهايى كه براى دومين بار رهسپار نجفاشرف گرديد ، اطلاعى در دست نيست . هرچند اين سفر به منظور ديدار با خانوادهاش صورت گرفت ، اما رساله « الرق المنشور فى معراج نبيّنا المنصور » كه بحث درباره معراج جسمانى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و نفى ضمنى عقيده « شيخيه » در اين خصوص مىپردازد ، در اين سفر به رشته تحرير درآمد . زندگى كشفى را بنابر آثار و تاريخ تأليفاتش بايد از سال 1233 به بعد در ايران جستوجو كنيم . او از اين زمان به بعد در ايران باقى ماند و پىدرپى در چندين شهر و بخش ، از جمله شهرهاى اصفهان و يزد و بخش اصطهبانات رحل اقامت افكند و سرانجام به درخواست حسام السلطنه ، والى بروجرد ، و نيز علاقه وافر خود كشفى به او ، روانه بروجرد شد . از لابهلاى سخنان كشفى در كتاب تحفة الملوك چنين برمىآيد كه قصد ايشان از ساكن نشدن دائمى در شهرى ، پرهيز از مرجع و معروف گرديدن در ميان مردمان بوده است ؛ چرا كه به نظر وى ، اغراض آدميان از حلقه زدن به دور او ، « اغراض فاسده دنيويه است و مرجع شدن از جمله محرمات و مهلكات نفس است . » كشفى با سكنا گزيدن در بروجرد ، عملا از تهران ، مركز قدرت دور تر شد و زندگى در سايه امارت « محمد تقى ميرزا » را بر زندگى