لطف الله بن عبد الكريم كاشانى

1

تحفة الدستور ( فرهنگ اعداد كلمات ) ( فارسى )

[ خطبة ] بسم الله الرحمن الرحيم و به ثقتى اشرف الفاظ و لغات جوهر حمد متكلمى است كه فهم معشر بشر از احصاى آن قاصر و الطف كلمات و عبارات گوهر شكر منعمى است كه السنهء فصحاى دانشور از اداى آن كاسر و اعظم سپاسى كه مترنمان عشرتكدهء قال و نواسنجان زاويهء حال ، پرگاروار سرقدم ساخته به نحو شايسته در عرصه‌گاه ثنايش عمرى صرف نموده . از مبتدا خبر نيافته ، سرگردان و حيران مركز خويش را مقر و مأوا ساخته‌اند . سلطانى را سزاوار [ و ] پادشاهى را رواست كه از تلاطم بحر قدرت و عظمتش يگانه گوهرى چون سيد المرسلين و خاتم النبيين كه مخاطب به خطاب وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ « 1 » و قايل قول « كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطين » « 2 » است به ساحل و ساحت وجود فرود آمد و از آثار انوار آن منبع فيض وجود كه زبده و برگزيدهء آفرينش حضرت معبود است حيات تازه به كالبد ارباب غيب و شهود آمد . تعالى الله حكيمى كه طوطى دلگشاى ناطقه را به منطوق « انّ من البيان لسحرا » « 3 » گويا كرد و بلبل دستانسراى زبان را در قفس تنگ دهان به قوّت اذهان در ترنّم آورد . بيت : آن بنده‌پرورى كه زبان در دهان نهاد * دُرّ كلام در صدف هر زبان نهاد جان را ز لفظ عذب ، غذاى لطيف داد * دل را مفرّحى ز سخن در ميان نهاد

--> ( 1 ) . سورهء انبيا ، 107 ( 2 ) . حديث است . ( 3 ) . حديث است .