لطف الله بن عبد الكريم كاشانى
151
تحفة الدستور ( فرهنگ اعداد كلمات ) ( فارسى )
دو عدد به ترتيب حروف . چهار حرف « 1 » : پنج حرف : اشراف ؛ بىمثل ؛ اشراف ؛ اتّفاق ؛ افشار . شش حرف : انتقال ؛ مقامات . هفت حرف : معاملات . [ 583 ] كلمات مشتمله بر پانصد و هشتاد و سه عدد به ترتيب حروف . سه حرف « 2 » : شش حرف : قلتبان « 3 » ؛ گرشاسب . هفت حرف : عقرب زرد ؛ [ بهر سويش ؛ بىمثال ] . [ 584 ] كلمات مشتمله بر پانصد و هشتاد و چهار عدد به ترتيب حروف . چهار حرف : درفش ؛ فشرد ؛ تفقّد ؛ متقدّم ؛ تبصبص « 4 » . [ 585 ] كلمات مشتمله بر پانصد و هشتاد و پنج عدد به ترتيب حروف . چهار حرف : شفره . پنج حرف : افشرد ؛ فشارد ؛ نهفتن . شش حرف : تفسيله . [ 586 ] كلمات مشتمله بر پانصد و هشتاد و شش عدد به ترتيب حروف . چهار حرف : توقّف ؛ فروش ؛ تفوّق . پنج حرف : شعورى ؛ تعويق ؛ توصيف . شش حرف : بدشعرى . نه حرف : هندوستانى ؛ [ عرايس مراد ] . [ 587 ] كلمات مشتمله بر پانصد و هشتاد و هفت عدد به ترتيب حروف . چهار حرف « 5 » : پنج حرف : توافق . شش حرف : گاسروش « 6 » ؛ عرقريز .
--> ( 1 و 2 ) . جاى واژهها در هردو نسخه نانوشته است . ( 3 ) . ش : قلبتان ، كه خطاست . ( 4 ) . هردو نسخه : تبصّص ؛ كه خطاست ، تصحيح قياسى . ( 5 ) . جاى واژه در هردو نسخه نانوشته است . ( 6 ) . گياه دارويى از خانوادهء بارهنگ است و اطبا براى خشك كردن چرك زخم ايجاد شده ، ضماد برگ آن را بر روى زخم مىگذاشتند .