مؤلف مجهول
مقدمهء مصحح 8
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
نتيجهء اين روش در عمل غالبا اينست كه مصحح معتبرترين نسخهها را متن قرار ميدهد و تفاوت ساير نسخ را در حاشيه ضبط مىكند تا خواننده در قضاوت و اختيار آنچه به نظر وى صواب مىنمايد مختار باشد و انتخاب و ترجيع مصحح نكتهاى را پوشيده ندارد و راه داورى را بر ديگران نبندد . معمولا معتبرترين نسخ كهنترين آنهاست ، مگر آنكه بدليل خاصى نسخهء جديدترى ترجيح داده شود . كسى كه به تنظيم و تصحيح اهتمام مىكند طبعا نسخ را خوب مىسنجد ، با احوال هريك آشنا مىشود ، نسخ معتبر را از نسخ فرعى كه نكتهء تازهاى دربر ندارد بازمىشناسد . بسيارى موارد شجرهء نسب نسخ و ارتباط آنها با يكديگر را تشخيص ميدهد و نسخ فرعى و بيفايده را كنار مىگذارد و تنها بذكر نسخهبدلهاى معتبر اكتفا مىكند . خواندن نسخ خطى به علت ابهامى كه در خط ما وجود دارد و هم بسبب كهنگى و فرسودگى نسخ غالبا دشوار است . در نسخ قديمتر چون نقطه كمتر به كار ميرود ، كار از اينهم دشوارتر است . كاتبان نسخ هرچند عموما خوشخطاند ، دقيق يا عالم نيستند و از اينرو در كار آنها سهو و لغزش فراوان است . از اين گذشته در هر تحرير تازهاى اثر اصلى اندكى تغيير مىپذيرد و كاتب گاه بخطا و گاه به گمان خود براى اصلاح ، چيزى مىافزايد يا ميكاهد . نسخ خطى بعضى آثار به حدى متفاوت است كه گويى هريك تأليف ديگرى است . پس مصحح كه بايد اثر اصلى نويسنده را از مجموعهء نسخى كه در اختيار دارد تشخيص دهد و غبار تغيير و تصرفى را كه بگذشت ايام برچهرهء عبارات آن نشسته است پاك كند ، و گذشته از دانايى و تبحر محتاج دقت و بردبارى و حوصلهايست كه از همهكس ساخته نيست . اگر تنها يك نسخه در دست باشد عموما خواندن و فهميدن اثر است كه مشكل مصحح محسوب مىشود . آثارى كه با روش انتقادى و ذكر نسخهبدلها طبع مىشود شايد براى خوانندگان عادى و يا بىحوصله چندان مناسب نيست و معمول نيز اينست كه متونى كه براى مدارس و يا استفادهء عمومى بچاپ ميرسد از ذكر نسخهبدلها و بحثهاى مربوط به آن خالى باشد و خواننده اثرى روشن و يكسان در برابر خود بيابد . اما ترديد نيست كه براى آنكه خوانندهء عادى نيز از متن درست و شايستهء اعتمادى برخوردار شود شرط اول وجود طبع انتقادى كتاب است . چنين طبعى ضرورى است تا متن اصلى را در حدودى كه امكانپذير است بدست بدهد و درست را از نادرست جدا كند و پايهء استوارى براى طبعهاى عادى فراهم سازد . اميد است با انتشار « مجموعهء متون فارسى » گامى در راه اين مقصود برداشته شود . احسان يارشاطر