مؤلف مجهول
55
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
مصالح ملك و ملك را اختيار كنيد ! و ايشان را مهلت داد . پس از رويّت و فكر بسيار اتّفاق كردند كه جز « خذ العفو » نيست . و اگر كسى فوايد و عوايد عفو را اعتبار كند ، داند كه سردفتر جملهء فضائل و بيت القصيدهء تمامت مكارم است . و اهل جاه و منزلت را تخلّق بدين خلق نمودن سزاوارتر ، بلكه اين خصلت چون متعلّق و تابع قدرت است بديشان تخصيص دادند . شعر : خذ العفو و اأمر بعرف كما * امرت و اعرض عن الجاهلين و لن فى الكلام لكل الانام * فمستحسن من ذوى الجاهلين و در ترجمهء كلمات انوشروانست : « من كان يرضى ان لا يعفى عنه غدا فلا يعفو اليوم » يعنى انتقام و قهر كسى را رسد امروز كه از عفو و لطف فردا بى - نياز باشد . اما كسى كه فردا بعفو محتاج و نيازمند خواهد بود ، اگر امروز بانتقام مشغول شود ، بسفه راى منسوب افتد . و نيز بسيار نفس كريم باشد كه از صفيحهء تيغ تحاشى نكند و بار منّت صفح او را از ارتكاب گناه مانع شود . و قتلتهم بالصّفح عن هفواتهم * و الصّفح فى عين العدوّ صفيح [ 38 پ ] و يكى از فوايد عفو آنست كه چون جانى بر پاىمردى حسن عفو اعتماد آرد ، بمخالفت نگرايد و با مخالفان دم و قدم نزند و خود را در پناه عفو ملك اندازد . حكايت بزرگى بيكى از ملوك شناعتى نوشت براى مجرمى ، مضمون اين بود : « فلان هارب من زلّته لائذ بّك منك ، و اعلم انّه لا يزداد الذنب عظما الّا ازداد العفو فضلا » فلان كس از زلّت و جريمت خود گريزانست و از عتاب توهم با تو پناهجويان ؛ و هرچند عظم جنايت بيش باشد فضل عفو تو زيادت بود . شعر :