مؤلف مجهول
30
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
جمعى ديگر را ترتيب كند ، تا بدان اشغال مرتب شوند ، بىآنكه در حقّ ايشان وشايتى تقديم افتد ، يا ترتيب ديگران مبنى بر تقبيح احوال خدّام باشد ، كه اين معنى از مكارم اخلاق دورست . و اگر آن منصب برخود متعيّن و لايق داند ، هرچند ترتيب و تركيب نفس خود در دگر مواضع مستقبح شمردهاند ، اما درين موضع مستحسن مىافتد ، تا احوال مخدوم او مضبوط گردد و در سلك نظام مربوط ماند ؛ [ 20 پ ] و آن قوم كه برجريمهء خيانت اقدام نموده باشند ضمنا منزجر شوند و بغدر و خيانت موسوم نگردند . و در كتب فقه مسطور است كه اگر شخصى بزيور شرايط استعداد و مناصب دنيا متحلّى باشد و از اقران و نظاير متفوّق و از جنايت و خيانت و اخذ رشوت و ميل و مداهنه و تعصّب و مراقبه در پناه ديانت بود ، شايد كه آن منصب از بهر خود استدعا نمايد . و اگر در تحصيل آن بمؤنت مالى احتياج افتد ، شرعا انفاق در آن وجه باتفاق مرخّص بل مندوب و مستحبّ است . و اگر آن بزرگ در پردهء خمول مستور و محجوب باشد ، يا از اقران و امثال بمزيد فضايل مخصوص ، اين طلب بر وى واجبست و به ترك آن عصيان لازم شود .