مؤلف مجهول
220
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
روزگار شكسته شود و اصلا التيام نپذيرد . و نعمت آخرت چون كوزهء زر است كه هميشه باقى ماند . و هركه از خرد بهرهاى دارد كوزهء سفال فانى را بر كوزهء زر باقى ترجيح و تفضيل ننهد . سليمان عليه السلام با چندان فسحت و ساحت مملكت كه ايزد تعالى او را كرامت فرموده بود [ و ] جنّ و انس و وحش و طير را تابع اشارت و طابع ارادت او گردانيد و باد را در سلك خدم و تبع او كشيد ، قوله تعالى : « فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ ، وَ الشَّياطِينَ كُلَّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ ، وَ آخَرِينَ مُقَرَّنِينَ فِي الْأَصْفادِ » « 1 » ، و او به نظر عقل دوربين و نتيجهء راى رزين ، و خامت عاقبت آن را مشاهده فرمود ؛ پاى همت از دائرهء « 2 » عفّت بيرون نكشيد و بدان نعمت و دولت ، باد نخوت در گنبد دماغ جاى نداد ، باداى فرايض و مواجب شكر قيام مرضىّ نمود و حق آن را بشناخت ، چنان كه حقّ تعالى از او خبر داد : « هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ » « 3 » . پيغمبر صلى اللّه عليه و إله و سلم ميفرمايد [ 150 پ ] كه اگر دنيا و ما فيها مقدار پر مگسى نزد حقّ تعالى قدرى داشتى ، با هيچ كافر بيك شربت آب مسامحت و مساهلت نرفتى . و بكوش تا به گوش هوش گيرى آنچه جبرئيل عليه السّلام از حقّ تعالى با پيغمبر گفت : اى محمد ! چنان كه خواهى زندگانى كن ! كه آخر مرگ خواهد بود . و هركه را خواهى دوست گير ! كه آخر از او مفارقت خواهى كرد . و هرچه خواهى كن ! كه هركسى نيك كرد يا بد كرد هر آينه جزاى آن يابد . اگر از آسمان جز اين سخن منزل نبودى ، عاقل را اجرى تمام است « 4 » .
--> ( 1 ) - قرآن 38 : 38 . ( 2 ) - ص : دافر . ( 3 ) - قرآن 27 : 40 . ( 4 ) - عبارت متن در اينجا افتادگى دارد .