مؤلف مجهول

209

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

شش سال بود و ده ماه . [ 29 ] - خلافت مسترشد « 1 » كنيت او ابو منصور است ، در سنهء اربع و ثمانين [ 143 پ ] و اربعمائة از مادر بزاد و در سنهء اثنى عشرة و خمسمائة با او بيعت كردند . و او مردى فاضل و شجاع و قوى نفس و بلند همّت بود ، اما مملكت او صافى نشد ، گاه با سلطان مسعود جنگ كردى و گاه با دبيس بن صدقه « 2 » صاحب حلّه . و در سنهء تسع و عشرين و خمسمائة به بغداد خبر آوردند كه سلطان مسعود نيّت گردانيده است . خليفه لشكرى جرّار ساز كرد و بجانب همدان روانه شد و جنگ در پيوست . مسترشد « 1 » شكسته شد و بسيار از لشكر او [ را ] بكشتند و بگريختند . و خليفه از جاى خود نجنبيد و در يكدست شمشير و در دست ديگر مصحف . و وزير [ او ] على بن طرّاد با تمامت ارباب قلم و نوّاب و خواصّ در خدمت خليفه بر همان جاى ايستاده بود . سلطان چون ثبات ايشان بديد تعجّب نمود و كس فرستاد تا لغام استر خليفه بگرفتند و در خيمه بردند ، و وزير و تمامت ارباب قلم را در قلعه محبوس گردانيدند و صد و هفتاد خروار زر سرخ صامت كه با خليفه بود و ده هزار عمامه و ده هزار قبا و ده هزار جبّه ، تمامت را بخانهء سلطان بردند . سلطان فرمود كه كس را نكشتند . و بعد از چند روز شحنه‌اى به بغداد روانه كرد ، و سلطان به مراغه رفت [ 144 ر ] و خليفه را با خود ببرد . و چون آنجا رسيد ، نامهء سلطان سنجر كه به مسعود نوشته بود [ به دو رسيد ] : كه حال « 3 » امير المؤمنين را جبر بايد كرد ، و تمامت اموال او را بازگرداند و در خواهد

--> ( 1 ) - ص : مستظهر ( تج 293 ، طق 267 ) . ( 2 ) - ص : دبيرش صدقه ، تج 293 : دبيس بن مزيد ، طق 268 : دبيس بن صدقه . ( 3 ) - ص : حالى . . . خبر ( تج 295 ) .