مؤلف مجهول

199

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

از شب گذشت ، در مسجد بودم . پس بيرون آمدم تا به خانه روم ، در راه عورتى را ديدم و تركى از بندگان امير المؤمنين او را ميكشيد و آن عورت فرياد ميكرد و او را سوگند ميداد . البته دل او نرم نشد و بتضرّع او التفات ننمود . من گفتم از خداى بترس و سياست امير المؤمنين انديشه كن ! مرا دشنام داد و التفات نكرد . و مرا ازين غصّه [ 136 پ ] خواب نمىبرد . گفتم زودتر بانگ گويم تا ترك گمان برد كه صبح است ، و آن عورت خلاص يابد . معتضد درحال بفرستاد تا آن عورت از ترك بازستدند و او را سياست كرد و مؤذن را گفت هرگاه از متعلّقان من منكرى بينى ، همچنين بانگ بىوقت بگوى تا مرا معلوم شود ، و آن منكر را دفع كنم . و آن مؤذن مشهور شد . و بيش ازين بران مثال كسى اقدام ننمود . مدت خلافت او نه سال و نه ماه و عمرش چهل و پنج سال [ بود ] و در ربيع الآخر سنهء سبع و ثمانين و مأتين وفات يافت . [ 17 ] - خلافت مكتفى كنيت مكتفى ابو محمد است و نام و نسبش على بن المعتضد ، در سنهء تسع و ثمانين و مأتين با او بيعت كردند . و او از افاضل خلفا بود ، و مسجد جامع بغداد در رحبه [ و تاج ] در دار الشاطئيّة كه سراى خلفاست او ساخت « 1 » . و در ايّام او قرامطه خروج كردند و راه بر قوافل حاجّ ببريدند و خلقى بسيار بكشتند . مكتفى لشكر تمام فرستاد تا ايشانرا بگرفتند و بكشتند . و مدت خلافت او دو سال [ و ] پنج ماه بود ، و عمرش [ 137 ر ] سى و يك سال بود ، و در ذيقعدهء سنهء خمس و تسعين و مأتين وفات كرد . عباس حسن را وزارت داد . و عباس مردى داهى مكّار بود ، و اما روزگار

--> ( 1 ) - تج 196 ، طق 232 .