مؤلف مجهول

195

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

ايشان وقوف يافت ، بزرگ ايشان را بكشت . و چون تركان بسيار بودند ، مستعين از سامره بگريخت و به بغداد آمد . بعد از آن تركان بفرستادند و عذرها خواستند . مستعين ايشان را عفو كرد ، اما بسامره نرفت . تركان دانستند كه آزار در دل دارد ، معتز « 1 » را از زندان بيرون آوردند و با او بيعت كردند ، و به سامره بسيار فتنه‌ها برخاست ، و معتز « 1 » بخلافت بنشست و جعفر بن محمود را وزير كرد . و تركان به بغداد رفتند بحرب مستعين و جنگ سخت كردند ، و از هر دو لشكر بسيار كشته شد . در آخر محمد بن عبد اللّه طاهر امير بغداد بيرون آمد ، و تا نماز پيشين جنگ كردند . بعد از آن تركان بگريختند و به سامره شدند . و هم در ايام تركان سى هزار مرد بانبار گرد كردند . محمد بن عبد اللّه طاهر لشكرى تمام بفرستاد . و چندان مال و سلاح بداد كه هرگز كسى نداده بود ، و حسين بن اسماعيل را اسفهسلار كرد . چون برسيدند تركان گرد كرده بودند ، [ 134 ر ] از لشكر حسين بسيار بكشتند و تمامت نعمت بدست افتاد و حسين بگريخت و به بغداد آمد . محمد بن عبد اللّه نگذاشت كه به شهر درآيد . يك بار مالى بسيار بداد ، و لشكرى فراوان جمع كرد و روانه شد ، هم مقاومت نتوانست كردن ، و بيشتر لشكر حسين پياده بازگشتند . و مستعين و محمد ضعيف شدند و تركان حوالى بغداد بگرفتند ، و هرشب جمعى از بغداد ميگريختند و بسامره مىرفتند به بيعت معتز . چون اهل بغداد از حصار ستوه شدند ، محمد بن عبد اللّه را گفتند مستعين ما را فرموده است كه ترا بكشيم . محمد بن عبد اللّه دل‌شكسته شد و حرب را دست بازداشت . و چون مستعين عجز و ضعف خود بديد ، خود را خلع كرد و بر معتز كار خلافت مقرر شد و مستعين را بكوشك حسن سهل بازداشتند .

--> ( 1 ) - ص : معين .