مؤلف مجهول

185

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

وزارت در ايام هارون بسبب كفايت و مكارم برمكيان رونق گرفت . و چون هارون خليفه شد يحيى خالد را وزارت داد . و برامكه در قديم گبر بودند [ 126 پ ] و بعد از آن مسلمان شدند . و ايشان را دولتى آراسته بود ، و ترتيب كارها بر قانون واجب داشتند و در همهء فضايل خاصّه در كرم يگانه بودند . يحيى بن خالد كاتب رشيد [ بود ] پيش از خلافت « 1 » او بفرمان مهدى . و چون هادى خليفه شد خواست كه بيعت از جهت پسر خود جعفر بستاند ، برادرش هارون الرشيد را خلع كند . و در ولايت رقّه دو عمل بزرگ بود : يكى هنى و يكى مرى . مهدى هردو را به هرون ميداد بملكيّت ، و هارون راضى مىشد . يحيى او را منع كرد . هادى آن حال بدانست ، يحيى را طلب داشت و گفت من ميخواهم كه خلافت از من به جعفر رسد ، و هرون خود را خلع نمىكند ، و من آن را از تو ميدانم . يحيى گفت امير المؤمنين را هزار سال عمر باد ! اگر وفات دررسد و جعفر كوچك باشد و هارون مخلوع ، بنى هاشم بر امامت جعفر نابالغ صبر كنند يا نه ؟ گفت نه . [ يحيى گفت ] پس واجب شد كه اگر هرون وليعهد نبودى امير المؤمنين او را جهت دفع آن محذور وليعهد كردى ، تا خلافت به ديگران نرسد . هادى بپسنديد و بر عقل و كفايت او آفرين كرد . و جعفر پسر يحيى مردى فصيح و بليغ بود [ 127 ر ] و رشيد را انس با جعفر بيش از آن بود كه با فضل . و فضل نيابت پدر كردى . روزى هرون گفت با يحيى : مردم فضل را وزير كوچك ميخوانند و جعفر را وزير نمىگويند . گفت سبب آنكه او نيابت من مىكند . هرون فرمود كه جعفر را نيز كارى فرما تا بدان مشغول شود و من ميخواهم كه ديوان خاتم به جعفر دهم . اما از فضل شرم ميدارم . يحيى در حال به فضل نوشت كه امير المؤمنين ميفرمايد كه انگشترى

--> ( 1 ) - تج 143 ، ص : پيش كاتب رشيد پيش از خلافت .