مؤلف مجهول
4
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
كاينات و زبدهء موجودات ، صاحب صدر ايوان رسالت ، بيت القصيدة ديوان جلالت ، خسرو ممالك نبوت ، گرمرو مسالك فتوت ، خاتم انبيا محمد مصطفى صلوات اللّه عليه ؛ كه مستغرقان بحار فطرت را از غرقاب غوايت بساحل هدايت سفينهء متابعت او رساند و تشنگان باديهء ضلالت را از سرچشمهء حيوان رسالت زلال فتوت او سيراب گردانيد ، و بر اهل بيت و ياران او كه كواكب افلاك اسلام و مفاتح ابواب ايماناند - باد ! شعر : على ارواحهم تحف التحايا * من اللّه الذى خلق البرايا ارباب بصيرت را بدلايل ساطعه مقررست و اصحاب معرفت را ببراهين قاطعه مبرهن كه جنس انس به حكم « وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ » « 1 » اكرم مخلوقات و اشرف مصنوعاتاند و قوام حال معاش انسان و عقدرياش ايشان الّا بواسطت سلطان عدلگستر متعذّر و ناممكن . پس اخص و اشرف موجودات ذوات ملوك باداد تواند بود و سلطنت و دولت منحصر است [ 2 پ ] بر دنيوى و اخروى ، و سلطان عادل ببثّ مرحمت و نثّ معدلت مالك ازمت اين هردو دولت است و هركه دولت اين هردو مملكت را اعتناق فرمود لا محاله منقبت او از كافهء موجودات الّا پيغمبر برتر باشد . و عدل شجرهايست طيّبه كه اصل آن در چمن قدرت و كامگارى و فرع آن بر قلل سلطنت و جهاندارى رسد و هرپادشاهى كه در ترويج اين حال و ترشيح اين نهال بطريق كمال و قانون اعتدال مثال فرمايد ، استدامت قواعد اقبال و استقامت دولت بىزوال او از حضرت ذى الجلال عين فرض فرض بايد كرد . و امروز به حمد اللّه تعالى گوش و گردن گردون بزيور عدل و شفقت پادشاه
--> ( 1 ) - قرآن 17 : 70