مؤلف مجهول

183

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

و وزارت بفيض بن صالح « 1 » داد و او از نيشابور بود ، و در فضايل بر اقران فائق شد و در كرم يگانه بود . گويند چون كسى بر يحيى ثنا گفتى ، خالد گفتى اگر فيض را ديده بودى معلوم شدى كه در جهان جز او كريم نيست . و تا آخر دولت مهدى فيض وزير بود ، چون نوبت خلافت به هادى رسيد ، وزارت به ديگرى داد . [ 4 ] - خلافت هادى در سنهء تسع و ستين و مائه با هادى بيعت كردند و او مردى كريم و دلير بود . و مادرش خيزران بر ملك مسلّط شده بود ، جهت آنكه زن خليفه بود ، و مادر دو خليفه : هادى و هارون . و اكابر و اركان دولت شب و بامداد بر در سراى او رفتندى . پسرش هادى از آن غيرت كرد ، مادر را گفت مشغله را بخانهء خود راه مده ! پس بفرمود تا در خانهء مادرش ببستند و مردم را از آن تردّد بخانهء مادر منع كرد . و حسين بن على بن حسن صاحب فخّ « 2 » در زمان او بمدينه خروج كرد ، سبب ظلمى كه از امير آنجا به بنى هاشم رسيده بود . و امير بگريخت ، [ 125 پ ] و [ او ] مدينه را مسخّر كرد . هادى محمد سليمان را بجنگ او فرستاد ، و هر دو لشكر در فخّ كه ميان مكّه و مدينه است بهم رسيدند و جنگى عظيم كردند . آخر عبّاسيان غالب آمدند و سيد حسين « 3 » كشته شد و سر او را پيش هادى بردند ، ايشان را دشنام داد و برنجانيد . و هادى در سبعين و مائه وفات يافت . گويند مادر او خيزران او را زهر داد . و درين روز كه هادى مرد هارون خليفه شد و مامون از مادر بزاد .

--> ( 1 ) - تج 129 . ( 2 ) - تج 133 . ( 3 ) - ص : صر ( تج 133 ) .