مؤلف مجهول

180

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

ابا جعفر هل كاهن او منجّم * لك اليوم عن . . . « 1 » المنيّة مانع جون بخواند غمناك شد ، مردم را طلب كرد و گفت اين بيت را نويسنده كيست ؟ هيچ‌كس اين بيت را نمىدانستند ، عجب بماندند . و آن شب وفات يافت سادس ذى الحجة سنهء ثمان و خمسين و مايه ، و او شصت و هشت ساله بود و بيست و دو سال خلافت كرد . مردى درازبالا اسمر خشك‌اندام بود . هفت پسر داشت : مهدى و جعفر و سليمان و عيسى و صالح و قاسم « 2 » ، و يك دختر نامش عاليه . و عظيم باهيبت و سياست بود ، و دائما در فكر و تدبير معاش بودى . ابو ايوب مورانى « 3 » وزير او بود ، و موران ديهى از ديهاى اهوازست . بسبب خطائى كه در مال كرده بود او را بكشت . و ربيع بن يونس او را مدتى وزارت كرد « 4 » . و چون منصور وفات يافت مهدى وزارت خويش به ابو عبيد اللّه [ 123 پ ] معاويه « 5 » داد و ربيع را حجابت فرمود . چون خلافت به مهدى رسيد ربيع را زهر داد . [ 3 ] - خلافت مهدى بمكّه با او بيعت كردند در سنهء ثمان و خمسين مائه ، مردى زيرك و بسيار خير بود ، و در زمان او حوادث بسيار اتفاق افتاد . يكى از آن جمله خروج مقنّع « 6 » است . و او مردى زشت‌صورت بود ، رويى از زر بساخت و آن را بر روى خود بست و دعوى خدايى كرد و مذهب تناسخ

--> ( 1 ) - در ص جاى يك كلمه سفيد است . ( 2 ) - نام هفتمى در نسخه نيامده است . ( 3 ) - تج 117 : موريانى و موريان ديده مىشود ، نيز در طق 157 ، در دستور 29 اين نسبت ديده نميشود . ( 4 ) - تج 118 . ( 5 ) - تج 123 و طق 163 ابو عبيد اللّه معاوية بن يسار ، ص : ابو عبد اللّه . ( 6 ) - تج 121 طق 162 .