مؤلف مجهول
153
تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )
ابن هبيره ، و امامه زن صلت [ 105 ر ] ابن عبد اللّه بن نوفل بن حارث است ، و هيسه « 1 » ازوست ، و زينب زن محمد بن عقيل بن ابى طالب ، و هيسه « 1 » زن عبد اللّه ابن عقيل ، و ميمونه و امّ ليلى دختران كلبيه « 2 » اند ، و رقيه از كنيزك است ، و امّ ابيها و امّ عبد اللّه و رقيهء ديگر و جمانه و فاطمه و ام جعفر و فاطمهء كبرى از كلبيهاند ، و ام هانى زن عبد اللّه بن عقيل ، و لبابه و امة اللّه و تقيه و امّ كرام از كنيزكاناند . و تا فاطمهء زهرا زنده بود ، ديگر زن نخواست . [ 5 ] - خلافت امير المؤمنين حسن « 3 » رضى الله عنه امير المؤمنين حسن عليه السلام مردى بود حليم و كريم و متنعّم . روز وفات امير المؤمنين على عليه السلام ، با او بيعت كردند ، و اول مبايع قيس پسر سعد بن عباده . و حسن چون ديد كه كار با خطر است ، دل او بر آن قرار نمىگرفت ، تا عاقبت ميان او و معاويه صلح افتاد ، بسفارت حارث بن نوفل بن « 4 » حارث ابن عبد المطلب [ و عبد اللّه بن عامر ] در جمادى الاول سنهء احدى و اربعين . و معاويه به كوفه آمد و اهل كوفه با او بيعت كردند ، و ياران حسن با او بشوريدند و رحل او را غارت كردند ، و سنان بن الجرّاح نيزهاى بر ران او زد ، از بهر آنكه مسلمانان از وفات على بغايت دلتنگ بودند ولى خواستند كه حسن مجدّ باشد تا ايشان [ 105 پ ] مدد دهند . چون نشد همه نوميد شدند ، و قيس بن سعد بن عباده « 5 » درين بيعت حاضر نشد ، و چهل هزار مرد بر وى گرد آمدند . و معاويه پيش او پيغام فرستاد كه آنكس كه از براى او مقاتلت ميكنى ببيعت ما درآمد ، جنگ تو براى كيست ؟ قيس گفت من حرب كردن با امام ظالم دوستر از آن دارم كه بناحقّ خموش باشم . پس معاويه خطّى نوشت
--> ( 1 ) - ص : نفيسه ( تج 41 ) . ( 2 ) - ص : كليفه . ( 3 ) - تج 52 . ( 4 ) - ص : نوفل و . ( 5 ) - ص : قيس بن معاويه .