مؤلف مجهول

124

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

گفتند از مردم كدام فاضلتر است ؟ گفت داناتر ايشان . گفتند عاقلترين مردم كيست ! گفت آنكه در امور و عواقب آن نظر كند و پيش از شروع ، نيك و بد آن را بصدق فراست و رويّت پيش خاطر مشخّص گرداند ، و از دشمن به هيچ نوع غافل نشود ، و فرصت غنيمت شمارد . گفتند « 1 » عقل چه نتيجه دهد ؟ گفت خلاص از ترس ، و شروع ناكردن در قضيّت ناپيدا غور ، و اكثار بذكر فنا و قرب اجل . گفتند كدام خلق نيكوتر ؟ گفت تواضع و سخن نرم . گفتند كدام عبادت نيكوتر ؟ گفت وقار در امور و ثبات در طاعت . گفتند كدام سيرت زيباتر ؟ گفت عدل . گفتند سلامت از آفات بچه حاصل شود ؟ گفت آنكه با عقل عجب نياميزد و با علم فجور نباشد و جود از سرف مصون ماند ، و صحبت سلطان مشوب ريا نبود . گفتند هرنيك و بد كه بمردم رسد از قدرست يا از عمل ؟ گفت قدر و عمل مانند تن و جانست ، تن را بىجان حركت نباشد [ 86 ر ] و روح بىجسد صورت نبندد . گفتند قدر چيست ، و عمل چه ؟ گفت قدر علت آنچه خواهد بود . گفتند چه چيزست به دنيا ماننده‌تر ؟ گفت احلام نايم . گفتند چه چيزست كه اهل فضل بدان حسد برند و بجاى خود باشد ؟ گفت ملك صالح مظفّر . گفتند خدا كرا دشمن‌تر دارد ؟ گفت فقيه فاجر را . گفتند كدام بىغم است ؟ گفت آنكه باندك راضى شود .

--> ( 1 ) - ح خ 31 .