مؤلف مجهول

84

تحفه ( در اخلاق و سياست ) ( فارسى )

به شرط آنكه مراسم اشارات ما را بواجبى امتثال نماييد ، و اوامر و نواهى كه حكم بدان نافذ افتد انقياد و مطاوعت از لوازم و مفترضات شماريد و از مقترضات دانيد ، و با يكديگر طريق تودّد و تردّد مسلوك داريد و از كينه و عداوت و غلّ و خيانت اجتناب نماييد و مشارع الفت را از شوايب تكدّر ، صيانت واجب دانيد . نه آنكه برخود نبخشيد و از ما بخشش چشم داريد ، و فروبنديد و گشاد توّقع داريد . و بدانيد كه لشكر چون جناح مرغ است ، و طيران مرغ بىبال صورت نبندد : « و كيف يطير مقصوص الجناح » و نسبت پادشاه با رعيّت ، نسبت سر است با تن . برسر مراعات تن جهت بقاى خود واجب باشد و تن نيز چون بىسر باقى نيست بر وى محافظت سر لازم آيد . تن را حيات از سر است و سر را بقا بىتن نامتصوّر . مراعات سه خصلت در پادشاهى از لوازم ملك‌دارى و زيب و زينت شهرياريست : اول : راست گفتن . چه اگر هزار شمشير برهنه در كوكبهء شخصى باشد ، چون شمشير زبانش گوهردار صدق نبود او را بر دل هيچ آفريده‌اى وقع و وقار و شكوه و اعتبار نباشد . شعر : [ 58 پ ] و ما شىء اذا فكّرت فيه * باذهب بالمروّة و الجمال من الكذب الذى لا خير فيه * و ابعد بالبهاء من الرجال دوم : سخاوت . كه هر صاحب دولت كه بسيط اليد و جوانمرد باشد ، رقاب قلوب خلق بملواح سخا در دام ولا و محبّت او درآيد . و چون دوستى او در دل مردم استقرار يافت ، باتّفاق با او دم وفاق زنند و از خلاف و عصيان او اجتناب نمايند . و از يمن وفاق ، قدرت و بسطت او زيادت شود و مشكور هرزبان و مذكور هرزمان گردد . و اگر عاجز و ضعيف حال باشد و بقيد و اسر بخل گرفتار آمده ، مردم ازو برمند . و چون خلق ازو پشت نمايند ، مال‌ومنال نيز روى برتابد .